ارزیابی عملکرد داخل سازمانی در مدیریت شهری به وسیله مدل ارزیابی BSC کاپلان و نورتون

در این بخش جهت شفاف‌تر شدن مفهوم ارزیابی عملکرد درون سازمانی و نحوه کاربرد آن در مدیریت شهری، از مدل BSC کاپلان و نورتون جهت سنجش عملکرد شهرداری میاندوآب استفاده شده است.

روش ارزیابی متوازن (BSC)، می‌تواند به عنوان یک ابزار نظارت عملکرد شهرداری استفاده شود. و شهرداری می‌تواند با کمک این ابزار موفقیت خود را در دراز مدت مورد ارزیابی قرار دهد. این روش به منظور افزایش کیفیت و کارایی خدمات عمومی و بالا بردن کیفیت زندگی شهروندان انجام می‌شود. و می‌تواند نقش مهمی در بازخورد عملکرد شهرداری داشته باشد. در واقع مدل کارت امتیازی متوازن با دیدی وسیع و کلان بر عملکرد سازمان می‌نگرد و این امکان را به سازمان می‌دهد تا با گنجاندن آن در مدل ارزیابی مورد نظر، از طریق نظارت، کنترل، آگاهی و از کیفیت دارایی ها، در صورت لزوم نسبت به ترمیم نقاط ضعف و جبران کاستی‌ها اقدام کند. مدل ارزیابی متوازن بر اساس چهار دیدگاه مالی، مشتری، فرایندهای داخلی و یادگیری و رشد به ارزیابی عملکرد سازمانی می‌پردازد (شهائی، رستمی).

یکی از ابزارهای مهم برنامه‌ریزی در هر سازمان، ارزیابی عملکرد آن است. که می‌توان بر اساس آن با توجه به هدف ارزیابی، وضعیت عملکرد سازمان را در یک دوره زمانی مشخص سنجید. در چند دهه گذشته انواع مختلف روش‌های ارزیابی برای سازمان‌های عمومی به وجود آمدند که می‌توان آن‌ها را در دو رویکرد مورد بررسی قرار داد. در رویکرد اول که رویکردی سنتی محسوب می‌شود بیشتر جنبه‌های ارزیابی مالی سازمان، مشکلات سازمان، نتیجه عملکرد سازمان، تکیه بر شاخص‌های گذشته‌ نگر، کاهش روحیه خلاقیت و نوآوری و تأکید بر کنترل بود. ولی در رویکرد دوم که رویکردی مبتنی بر ارزیابی عملکرد سازمان بر اساس سیستم‌های مدرن ارزیابی است بیشتر تأکید بر ارزیابی فرایندها، تأکید بر ابعاد مختلف سازمان، شاخص‌های گذشته‌نگر و آینده‌نگر، تأکید بر بهبود عملکرد سازمان، ایجاد جو اعتماد و همکاری، ایجاد و ترویج روحیه خلاقیت، برقراری روابط علت و معلولی و ریشه‌یابی مشکلات، تأکید بر تفهیم اهداف و استراتژی‌ها قبل از ارزیابی عملکرد و بر ارزیابی پیوسته تأکید دارد (ع. احسانی‌فرد، م. احسانی‌فرد، 1392).

جدول انواع مدل‌های ارزیابی عملکرد

ارزیابی عملکرد

در اواخر دهه 1980 ، مقالات متعددي در نشريات گوناگون در مورد ناكارآمدي روشهاي ارزيابي عملكرد شركت ها و سازمان‌های عمومی منتشرشد و بسياري از صاحب نظران استفاده گسترده و انحصاری از معيارهاي مالي در ارزيابي عملكرد را به نقد كشيدند (دانشفرد و همکاران، 1389). پيش از آن نيز، هاپوود در سال 1972 به عدم كفايت شاخصهاي سنتي مالي درارزيابي عملكرد سازمان ها اشاره كرده بود. فرضيه‌ها و يافته‌هايي كه بعدها بر مبناي مطالعات هاپ وود شكل گرفتند نيز حاكي از آن بودند كه تكيه صرف بر شاخصهاي عملكرد مالي، پيامدهاي زيانباري را به همراه دارد و ممكن است به ايجاد تنش هاي شغلي و بي اعتمادي به سرپرستان بينجامد (همان، به نقل از ونگ آن وينگ و همكاران 1389،57 ). در سال 1992 رابرت کاپلان[1] استاد حسابداری در مدرسه بازرگانی هاروارد و دیوید نورتون[2] موسس و مدیرعامل شرکت مشاوره استراتژی پایدار در ایالت ماساچوست (Kaplan, Norton, 2004)، نظريه كارت‌ هاي امتيازي متوازن را به عنوان يك رويكرد جهت ارزیابی عملكرد در مديريت سازمان‌های عمومی و خصوصی توسعه دادند. این روش یکی از روش‌های مرسوم و توسعه یافته شده در آمریکا برای اندازه‌گیری بهره‌روی سازمانی به حساب می‌آید (جعفری و همکاران، 1388). در واقع روش ارزیابی متوازن سیستم مدیریت استراتژیکی است که شامل چشم‌انداز ، اهداف راهبردی ، اندازه‌گیری عملکرد می‌باشد و دارای چهار وجه مالی، فرآیندهای داخلی کسب و کار، مشتری و رشد و یادگیری است (صادقی به نقل از Kaplan, Norton, 1388, P: 20). چهار وجه کارت امتیازی متوازن به صورت زیر است:

  1. وجه مالی[3]

معیارهای عملکرد مالی نشان می‌دهند که استراتژی سازمان در درآمد و هزینه سازمان تا حد توازن ایجاد کرده است. معیارهای وجه مالی در دو گروه جای گرفته‌اند.

  • گروه اول استراتژی افزایش بهره‌وری سازمان شامل بهبود ساختار سازمان و افزایش سرمایه مورد استفاده است.
  • گروه دوم استراتژی افزایش درآمد است که به زیر گروه‌های افزایش هزینه خدمات و گسترش فرصت‌های درآمدی تقسیم می‌شوند.
  1. وجه مشتری[4]

براي انتخاب اهداف و سنجه هاي مربوط به وجه مشتري ، سازمان ها مي بايست به سه سؤال پاسخ دهند : اول اينكه چه كساني مشتري هدف ما هستند؟ دوم اينكه ارزش هاي پيشنهادي ما براي آنها چيست؟ سوم اینکه مدیران باید آگاه شوند که آیا سازمان مشتریان خود را در رفع نیازهایشان راضی نموده است؟ برای این امر، لازم است تا تمامی ارزش هایی که به مشتریان انتقال می‌یابند شناسایی گردند و مورد سنجش قرار گیرند در این صورت مدیران می‌توانند به این پرسش‌ها پاسخ دهند (صادقی، 1388). بسياري از سازمان ها معتقدند كه مشتريان خود را مي شناسند و مي‌دانند كه براي آنها چه محصولات و خدماتي عرضه مي‌كنند؛ ولي در واقع همه چيز را براي همه مشتريان عرضه مي‌كنند. مايكل پورتر معتقد است كه عدم تمركز بر بخش خاصي از مشتريان و ارزش هاي مورد نظر آنها موجب مي شود تا سازمانها نتوانند به مزيت رقابتي دست يابند (طبری، آراسته، 1387). برای بررسی عملکرد سازمان در چارچوب روش کارت امتیازی متوازن می‌توانیم هشت معیار را در وجه مشتری (شهروندان) بررسی کنیم:

  • هزینه خدمات
  • کیفیت خدمات
  • حفظ مشتری
  • جذب مشتری
  • خدمات نظام مند
  • خدمات رسانی
  • مشارکت
  • نوع مشتری

وقتی سازمان مشتریان هدفش را شناسایی کند بهتر می‌تواند در ارائه خدمات به آن‌ها عمل کند از این رو برخی از اولیت‌ها برای اداره هرچه بهتر مشتریان سازمان معرفی می‌شود.

  • مدیریت ارتباط با مشتری

این نوع مدیریت سه بخش از کسب و کار را در بر می‌گیرد. این بخش‌ها عبارت‌اند از سیستم خدمات به مشتری، سیستم اطلاعات بازاریابی و سیستم مدیریت فروش است. بسیاری از مراکز تماس از نرم افزار [5]CRM برای ذخیره سازی اطلاعات مشتری استفاده می‌کنند. هنگامی که مشتری تماس می‌گیرد، سیستم برای ارزیابی و ذخیره اطلاعات مربوط به مشتری، به کار گرفته می‌شود (صادقی، 1388).

  • بهبود بخشیدن به خدمات به مشتری

CRM ها می‌توانند خدمات رسانی به متشری را تسهیل کنند برای انجام این کار از روش‌های زیر استفاده می‌کنند:

  • فراهم آوردن اطلاعات خدمات، اطلاعات مصرف محصول و پشتیبانی فنی از طریق وب سایت‌ ها.
  • کمک در شناسایی مشکلات قبل از وقوع آن‌ها.
  • ایجاد سیستمی هوشمند جهت ثبت شکایات مشتری.
  • شناسایی نحوه تعریف کیفیت از دیدگاه مشتری.
  • بهره‌گیری از Cookie های اینترنتی برای ردیابی و سلائق مشتری
  • بهره‌گیری از اینترنت به منظور سفارشی سازی.
  • CRM قابلیت یکپارچه شدن با سایر سیستم‌ها را نیز دارد (همان).
  • بهبود ارتباط با مشتری

CRM ها می‌توانند ارتباط با مشتری را بهبود بخشند. علاوه بر آن CRM می‌تواند نیازهای شهروندان را شناسایی کند و بر اساس نیازهای شهروندان خدمات صورت گیرد.

  • عملکرد فنی CRM

کانال‌های ارتباطی چندگانه، توانایی ارتباط با کاربران از طریق تلفن، WAP، اینترنت و وایرلس. ایجاد پایگاه داده‌ها و فضای ذخیره سازی متمرکز (همان).

  1. فرآیند‌های داخلی سازمان[6]

بسیاری از سازمان‌ها می‌کوشند کارایی افراد، فن‌آوری و فرهنگ خود را توسعه بدهند. اما بسیاری از آن‌ها این دارایی‌های نامشهود را با استراتژی‌هایشان هماهنگ نمی‌کنند. کلید ایجاد هماهنگی توجه به بطن امور است، یعنی تمرکز بر قابلیت‌ها و ویژگی‌های مورد نیاز فرآیندهای داخلی مؤثر بر اجرای نقشه استراتژی سازمان باشد (صادقی، 1388). فرایندهای داخلی سازمان به طور کلی در چهار دسته گروه‌بندی شده‌اند.

  • فرایندهای مدیریت عملیاتی

فرایندهای اصلی سازمان است که به خدمات فعلی خود و ارائه آن‌ها به مشتریان (شهروندان) صورت می‌گیرد.

  • فرایند مدیریت مشتری

شامل بهبود ارتباط با مشتری، بهبود بخشیدن به خدمات رسانی به مشتری و مدیریت ارتباط با مشتری است.

  • فرایند نوآوری

کاپلان بستر یادگیری، رشد و نوآوری را «زیرساخت سازمانی» می‌نامد. اگر یادگیری و نواوری نباشد سازمان دوام چندانی نخواهد آورد. فرایندهای نوآروی به خدمات جدید و فرایندهای مدیریتی جدید می‌انجامد که شامل چهار زیر معیار است:

  • شناسایی فرصت‌ها برای ایجاد خدمات جدید
  • مدیریت مجموعه طرح‌های تحقیق و توسعه
  • طراحی و ایجاد خدمات جدید
  • عرضه خدمات جدید به شهروندان
  • فرایندهای قانونی و اجتماعی

این فرایند به حق فعالیت سازمان در شهر و یا کشوری که خدمات ارائه می‌دهد کمک می‌کند. این فرایند شامل دو زیر معیار زیر است:

  • فرصت‌های استخدامی
  • سرمایه‌گذاری اجتماعی

شهرت عالی در عملکرد به همراه ابعاد قانونی و اجتماعی، سازمان‌ها را در جذب کارکنان ماهر و در نتیجه ایجاد فرایندهای اثر بخش و کارآمد یاری می‌کند (همان).

 

  1. وجه نوآوری و یادگیری[7]

زمانی یک سازمان می‌تواند به بقای خود ادامه دهد که رشد و نوآوری را در زمینه تولید، خدمات رسانی، فناوری و مدیریت داشته باشد. کاپلان و نورتون نوآوری و یادگیری را به سه گروه تقسیم کرده‌اند:

  • گروه اول شامل سرمایه انسانی که خود به سه زیر معیار مهارت، تمرین و دانش تقسیم می‌شود.
  • گروه دوم ارزش اطلاعات شامل اطلاعات سازمانی، بانک اطلاعات و شبکه‌های اطلاعاتی است.
  • گروه سوم سرمایه‌های سازمان شامل فرهنگ، رهبری، ترازبندی و کارگروهی است.

 

 

[1] Robert S. kaplan

[2] David P. Norton

[3] Financial perspective

[4] Customer perspective

[5] Customer relationship management

[6] Internal process perspective

[7]learning and growth perspective

 

(برگرفته از کتاب برنامه ریزی استراتژیک در مدیریت شهری، دکتر غلامرضا لطیفی، علی سنایی)

 

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه  مدیریت شهری و برنامه ریزی شهری

0990-135-4771

ثبت سفارس

مدیریت یکپارچه شهری

مدیریت یکپارچه شهری به معنای اتخاذ یک رویکرد کل‌نگرانه و طراحی سازوکارهایی جهت پیگیری رویکرد مذکور در مدیریت شهر است. به منظور تحقق یکپارچگی شناسایی عوامل مؤثر بر یکپارچگی و تفرق در مدیریت شهری ضروری است (کاظمیان، میرعابدینی، 1390، 27). در واقع مدیریت یکپارچه شهری بر مدیریت و سیاست‌گذاری شهری هدفمند بین سازمان‌های دخیل در اداره امور شهر تأکید دارد. به منظور یکپارچه‌سازی مدیریت شهری می‌توان از ابزارها و روش‌های مختلفی از قبیل واگذاری امور اداره شهر به شaهردار و شورای شهر نام برد. آقای قالیباف شهردار تهران یکی از راه‌های تحقق مدیریت یکپارچه شهری را فناوری اطلاعات می‌داند. و اعتقاد دارد که اگر که اگر این روش را در حوزه فن‌آوری اطلاعات دنبال کنیم مدیریت واحد اتفاق می افتد البته مدیریت واحد نه به معنای تمرکز زدایی و اینکه همه سازمانها کنار رفته و کار به یک سازمان سپرده شود بلکه با این کار مدیریت یکپارچه اتفاق می افتد (روزنامه کائنات، 1392، 5).

تجارب جهانی مدیریت یکپارچه شهری

در سال 2013 آقای دیجک و همکارانش در مقاله‌ای تحت عنوان «توسعه یکپارچه شهر با رویکرد مدیریت واحد برای شهرهای کشور اتیوپی» به منظور حل مسأله کمبود آب آشامیدنی در سطح شهرها و اداره مطلوب شهرها عوامل داخلی و خارجی سازمان را که تأثیر مستقیم و غیر مستقیم بر نحوه اداره شهرها را داشت مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل از تحقیقات آنان نشان می‌داد که مدیران ارشد شهری در اتیوپی با گسترش شهرها کنترل خود را بر اداره شهرها از دست می‌دهند و تأمین آب آشامیدنی به یک چالش جدی برای شهروندان تبدیل می‌شود بنابراین آقای دیجک و همکارانش برنامه جامع‌ای را تدوین و برای شهرهای اتیوپی به کار گرفتند. در قدم اول این برنامه جهت یکپارچه کردن مدیریت شهری، سازمان تأمین آب آشامیدنی و سازمان محیط زیست در هر شهر را زیر یک نهاد مدیریتی قرار دادند و سپس این نهاد را زیر نظر شهرداری هر شهر تعریف کردند. در قدم دوم تأمین منابع انسانی سازمان ها در برنامه تدوین شد. بر این اساس استخدام افراد دارای مهارت در زمینه‌های مورد نیاز در سازمان‌ها عملکرد مطلوب سازمان را به همراه خواهد داشت. پس از این اقدام باید در بین سازمان‌ها تعهد و همکاری لازم بین مدیران ارشد فراهم شده و تمام لایه‌های سازمان باید جهت رسیدن به یک هدف مشترک دارای یک مدیریت واحد باشند (Dijk, Pennink, Ruisink, 2013).

(برگرفته از کتاب برنامه ریزی استراتژیک در مدیریت شهری، دکتر غلامرضا لطیفی، علی سنایی)

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه  برنامه ریزی شهری

0990-135-4771

ثبت سفارس

تعریف دولت محلی و تبیین جایگاه آن در شهرهای ایران

در طی دهه 1990 میلادی، دولت محلی به یکی از واژه‌های محوری علوم اجتماعی، به ویژه در حوزه نظریه سیاسی، علوم سیاسی و جغرافیای انسانی تبدیل شده است (برک‌پور، اسدی، 1387). تا کنون تعریف‌های گوناگونی از دولت محلی شده است. به عنوان مثال در کتاب مدیریت و حکمروایی شهری، آقای برک‌پور و اسدی به نقل از نظریه پردازان حکومت‌های محلی، دولت‌های محلی را چنین تعریف می‌کنند:

دولت، مجموعه‌ای از نهادهای رسمی و حقوقی با قدرت قانونی است. اما دولت محلی نوعی فرایند است. این فرایند نظام به هم پیوسته‌ای است که هم حکومت و هم اجتماع را در بر می‌گیرد و پاسخگویی، تناسب و آینده‌نگری، توانایی برخورد مؤثر با مسائل جاری و پیش‌بینی رویدادها را در بر می‌گیرد.

دولت محلی شامل مکانیسم‌ها، فرایندها و نهادهایی است که از طریق آن شهروندان و گروه‌های مردم، خواسته‌های خود را بیان می‌کنند. و این دولت محلی شامل دولت، بخش خصوصی و سازمان‌های جامعه مدنی است. در این سه حوزه باید نهادهای حکمروایی را برای کمک به توسعه انسانی پایدار به منظور کاهش فقر، ایجاد شغل، حفظ محیط زیست و پیشرفت زنان طراحی کرد (برک‌پور و اسدی به نقل از UNDP, ،1387).

 

عملکرد دولت محلی

در واقع دولت محلی پایین‌ترین سطح دولت در چارچوب نظام اداری یک کشور است. عملکرد دولت محلی بر اساس چارچوب قانونی و یا بر اساس تفویض قدرت سطوح بالاتر شکل می‌گید (قبادی، 1391، 54). در کشورهایی از قبیل ایالات متحده آمریکا و انگلستان که سابقه طولانی را در تشکیل حکومت‌های دارند به نظر می‌رسد توانسته‌اند جایگاه قانونی و شایسته این نهادهای مردمی را در اداره امور شهر به دست بیاورند. در این کشورها ساختار حکومت‌های محلی با کشورهای در حال توسعه دارای تفاوت‌های اساسی می‌باشد به عنوان مثال تأمین آب آشامیدنی شهر، تأمین نیروی برق شهر و اداره بیمارستان‌ها به عهده این نهاد می‌باشد در حالی در کشور ما این عوامل خارج از وظایف شهرداری‌ها می‌باشد.

 

حاکمیت محلی در ایران

اگر بخواهیم حکومت محلی را در ایران توصیف کنیم شاید نزدیکترین نهادی که با تعاریف حکومت محلی در ایران مطابقت دارد شهرداری است. شهرداری که در ایران بر اساس قانون مصوب سال 1334، وظایف آن بسیار محدود تعریف شده است از جمله این وظایف می‌توان به جمع‌آوری زباله، آسفالت معابر، زیباسازی و روشنایی شهر اشاره کرد که امروزه در کشورهای توسعه یافته، این وظایف جای خود را به وظایف بسیار گسترده و منعطف داده است. دولت محلی که نشأت گرفته از خود مردم در سطح محلی است به نظر می‌رسد هنوز در ایران جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است. شهروندان هنوز در تهیه و اجرای طرح‌های شهری نقش چندان فعالی ندارند. شاید در نگاه اول به نظر برسد شوراهای شهر که نمایندگان مردم در مدیریت امور شهر هستند در مدیریت نقش فعالی دارند در حالی که در باطن چنین نیست زیرا معمولاً در سیاست‌ گذاری‌های شهر علاوه بر شوراها، نقش نماینده مجلس شهر مورد نظر و فرماندار و سایر نهادهای سیاسی پر رنگ‌تر از نقش شوراها به نظر می‌رسد.

هنوز زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی شهرها در ایران از نظر ثبات نظام اداری، جهت توسعه پایدار شهر به درستی تعریف نشده است. زیرساخت‌های حقوقی، اداری و مالی از قبیل مقررات زمین، سلسله مراتب حکومت‌های ملی و محلی، تأمین درآمدهای پایدار از بعد قانونی و قوانین مربوط به اخذ مالیات شهرداری از شهروندان هنوز به درستی جایگاه خود را در نظام اداری و قانونی کشور پیدا نکرده است. رشد دانش برنامه‌ریزی، طراحی و مدیریت شهری، پردازش اطلاعات و مشارکت مردمی از قبیل آگاهی عمومی، تشکل‌های اجتماعی و نهادهای مردمی هنوز دارای ساختار مناسب و جایگاه قانونی مناسب نمی‌باشد (پیرزاده و همکاران، 1387). در کتاب مدیریت شهری دکتر علامرضا لطیفی شرایط حکومت‌های محلی در ایران چنین تعریف شده است:

“شهرداری‌ها در ایران بخش بسیار محدود و مشخصی از مدیریت شهری را در اختیار دارند. اداره شهرها در ایران فاصله بسیار زیادی با حکومت شهری دارد. حتی حضور تعدادی نماینده مردم در شوراهای شهرها نیز نمی‌تواند شهرداری‌ها را به سطح مدیریت جامع شهری برساند. مهمترین مسائل اداره شهرها از دیدگاه شهرداری‌ها، تأمین برخی نیازهای عمومی شهر است. بنابراین مدیریت شهری در کشورهای اروپایی که به عنوان دستگاه حاکمه عمل می‌کند با مدیریت شهری در ایران که اداره نظارت و نگهداری شهر است، تفاوت ماهوی دارند” (لطیفی به نقل از سعیدنیا، 1391، 57).

موارد ذکر شده در واقع جایگاه نامناسب حکومت محلی در شهرهای ایران را بیان می‌کند. اما به نظر می‌رسد مشکل اساسی بعد از اصلاح قوانین شهری و زیرساخت‌ها، نحوه اداره و شیوه مدیریت حکومت‌های محلی باشد. امروزه ضعف بنیادهای مدیریت شهری، عدم اختیار کافی مدیران شهری جهت تصمیم‌گیری در مدیری امور شهری به صورت یکپارچه و وجود سوابق ریشه‌دار مدیریت متمرکز دولتی باعث شده تا مدیریت امور شهری عملکرد موفقی نداشته باشد. به نظر می‌رسد بعد از اصلاح نظام ساختار اداری و قوانین شهری کشور، مدیریت یکپارچه شهری حلقه مفقودی در مدیریت موفق امور شهری باشد.

(برگرفته از کتاب برنامه ریزی استراتژیک در مدیریت شهری، غلامرضا لطیفی، علی سنایی، 1394).

 

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه  مدیریت شهری و برنامه ریزی شهری

0990-135-4771

 

ثبت سفارس

برنامه‌ریزی استراتژیک

واژه «استراتژيك» معني هر آنچه را به استراتژي مربوط باشد در بردارد. واژه «استراتژي» از كلمه يوناني “استراتگوس” گرفته شده است كه به معناي رهبري است. برنامه‌ریزی استراتژیک گونه‌ای از برنامه‌ریزی است که در آن هدف، تعریف و تدوین استراتژی‌هاست . از آنجایی که استراتژی می‌تواند عمر کوتاه یا بلند داشته باشد برنامه‌ریزی استراتژیک می‌تواند برنامه‌ریزی بلند‌مدت یا کوتاه‌مدت باشد.

بيشتر برنامه ریزی ها براساس ديدگاه عقلايي، داراي شكل “آرمانها و اهداف ـ طرحها و اقدامات ـ منابع مورد نياز”مي‌باشند. در اين مدلها، ابتدا آرمانها و اهداف تبيين شده، سپس طرحها و اقدامات لازم تعيين و در نهايت منابع مورد نياز براي انجام برآورد مي‌گردند. تغيير در شرايط محيط، سياستها، نگرشها، ديدگاهها، ساختارها، نظامها و . . . عواملي هستند كه بر آرمانها و اهداف برنامه ريزي تأثير گذاشته و در نهايت باعث تغيير برنامه مي‌گردند.

برنامه ريزي در شكل عقلايي فوق، ظرفيت و توانايي مقابله با چنين تغييراتي را نداشته و منجر به شكست مي‌گردد. اين شرايط موجب رشد اين تفكر شد كه در برنامه ريزي بايد بتوان مطابق با تغييرات، جهت حركت سازمان را تغيير داد و جهت و رفتار جديدي را در پيش گرفت. اين نگرش زمينه‌ساز ابداع برنامه ریزی استراتژیک شد. برخلاف برنامه ريزي سنتي كه در آن آرمانها و اهداف تعيين مي‌شوند هدف برنامه ريزي استراتژيك، تبيين و تدوين استراتژي است. بسته به نوع، تنوع و ماهيت تغييرات موجود در محيط مي‌توان تركيبي از برنامه ريزي سنتي و برنامه ریزی استراتژیک را بكار برد.

تعاريف مختلف و متفاوتي از استراتژي ارائه شده است. در اينجا تعريفي ارائه مي‌شود كه بتواند مفهوم آن را در برنامه ريزي استراتژيك مشخص نمايد. استراتژي برنامه، موضع، الگوي رفتاري، پرسپكتيو، سياست يا تصميمي است كه سمت و سوي ديدگاهها و جهت حركت سازمان را نشان مي‌دهد. استراتژي مي‌تواند تحت سطوح سازماني، وظايف و محدوده زماني متفاوت تعريف شود.

 

مزایای برنامه ریزی استراتژیک را شرح دهید:

  • قبل از پیش آمدن مشکلات احتمالی از وقوع آنها خبر می‌دهد.
  • به علاقمند شدن مدیران به سازمان کمک می‌کند.
  • تغییرات را مشخص کرده و شرایط عکس‌العمل در برابر تغییرات را فراهم می‌کند.
  • هر نیازی را که برای تعریف مجدد سازمان ضروری است تعیین می‌کند.
  • برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده بستر مناسب ایجاد می‌کند.
  • به مدیران کمک می‌کند که درک روشن‌تری از سازمان داشته باشند.
  • شناخت فرصتهای بازارهای آینده را آسان‌تر می‌سازد.
  • دیدی هدفمند از مسائل مدیریت ارائه می‌دهد.
  • قالبی برای بازنگری اجرای برنامه و کنترل فعالیتها ارائه می‌دهد.
  • به مدیران کمک می‌کند که تا در راستای اهداف تعیین شده تصمیمات اساسی را اتخاذ کنند.
  • به نحو مؤثرتری زمان و منابع را به فرصت‌های تعیین شده تخصیص می‌دهد.
  • هماهنگی در اجرای تاکتیکهایی که برنامه را به سرانجام می‌رسانند بوجود می‌آورد.
  • زمان و منابعی را که باید فدای تصحیح تصمیمات نادرست و بدون دید بلندمدت گردند، به حداقل می‌رساند.
  • قالبی برای ارتباط داخلی بین کارکنان به وجود می‌آورد.
  • ترتیب‌دهی اولویتها را در قالب زمانی برنامه فراهم می‌آورد.
  • مزیتی برای سازمان در مقابل رقیبان به دست می‌دهد.
  • مبنایی برای تعیین مسئولیت افراد ارائه داده و به موجب آن افزایش انگیزش را باعث می‌شود.
  • تفکر آینده‌نگر را تشویق می‌کند.
  • برای داشتن یک روش هماهنگ، یکپارچه همراه با اشتیاق لازم از سوی افراد سازمان در برخورد با مسائل و فرصتها، انگیزش ایجاد می‌کند.
  • بعد کلان نگر این برنامه مانع از ایستایی سازمان می‌شود و اینده سازمان را تضمین می کند.

 

ویژگی‌های برنامه ریزی استراتژیک کدامند؟

فرایند برنامه ریزی استراتژیک اساساً فرایندی هماهنگ کننده بین منابع داخلی سازمان و فرصتهای خارجی آن نمی‌باشد. بنابراین فرایند برنامه ریزی استراتژیک، یک فرایند مدیریتی شامل هماهنگی قابلیتهای سازمان با فرصتهای موجوداست. این فرصتها در طول زمان تعیین شده و برای سرمایه‌گذاری یا عدم سرمایه‌گذاری منابع سازمان روی آنها، مورد بررسی قرار می‌گیرند.

حوزه‌ای که در آن تصمیمات استراتژیک اتخاذ می‌گردند شامل 1- محیط عملیاتی ،2- مأموریت و ۳- اهداف می‌باشد.

برنامه ریزی استراتژیک فرایندی است که این عناصر را با یکدیگر در نظر گرفته و گزینش گزینه‌های استراتژیک سازگار با این سه عنصر را آسان می‌سازد و سپس این گزینه‌ها را بکار گرفته و ارزیابی می‌کند. باید توجه داشت که هر فرایند برنامه ریزی استراتژیک زمانی باارزش است که به تصمیم‌گیرندگان اصلی کمک کند که به صورت استراتژیک فکر کرده و عمل کنند. برنامه ریزی استراتژیک به خودی خود هدف نیست بلکه تنها مجموعه‌ای از مفاهیم است که برای کمک به مدیران در تصمیم‌گیری استفاده می‌شود.

می‌توان گفت که اگر استراتژیک فکر کردن و عمل کردن در فرایند برنامه ریزی استراتژیک به صورت عادت درآید، آنگاه فرایند می‌تواند کنار گذاشته شود.رویکرد استراتژیک دارای خصلتی متناقض نماست . این بدان معنی است که از یک سو کلی نگر با نگرشی فراگیر است و از سوی دیگر عملگراست و به عنوان نوعی روش کاربردی نیز کار می کند.

از پيشروترين شيوه هاي برنامه ريزي كه در سال هاي اخير در علوم انساني رواج يافته برنامه ريزي راهبردي است. مشخصه هاي اصلي برنامه ریزی راهبردی در سطح اجتماع محلي، معطوف به شناخت نقاط قوت و ضعف و مخاطرات به منظور دستيابي به موضوعات محوري و تعيين اهداف و مقاصد است .

رسيدن به اهداف موردنظر در برنامه ريزي راهبردي مستلزم طي كردن چندين مرحله است . مراحل اصلي برنامه ريزي راهبردي در اجتماع محلي را مي توان در هفت بخش دسته‌بندي كرد:
  • كاوش در محيط زيست؛
  • انتخاب موضوعات محوري
  • تدوين اهداف كلان؛
  • تحليل عوامل دروني و بيروني؛
  • تدقيق اهداف و راهبردها در هر زمينه؛
  • تدوين برنامه اجرايي؛
  • مراقبت، اصلاح و پي گيري

 

هدف نهايي در برنامه ريزي راهبردي

آن است كه نتايج راهبردها را در سازگاري مناسب با عوامل داخلي و خارجي توسعه دهد .

برنامه‌ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات براي هر سازمان، سندي است كه معماري اطلاعات سازمان را در پرتو ملاحظات استراتژيك مانند ماموريت، اهداف و اولويت هاي سازمان تعيين كرده و برنامه اجرايي لازم براي دستيابي به سيستم ها و پايگاههاي اطلاعاتي را در سطح سازمان تعيين مي كند. به عبارت ديگر، برنامه‌ريزي استراتژيك فناوري اطلاعات منشور و برنامه كلان سازمان در زمينه سيستم‌هاي اطلاعاتي و به طور كلي، فناوري اطلاعات است. (چاروسه)

 

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه  برنامه ریزی شهری

0990-135-4771

ثبت سفارس

مدیریت شهری و رقابت‌پذیری

با توجه به تغيير در عوامل مؤثر بر رقابت كلانشهرها، عامل مكان جغرافيايي، معنايي متفاوت يافته و تحت تأثير عامل فضا قرار گرفته است. به عبارت ديگر، برندسازي براي مكان‌ها وجهه فضايي آنها را نشان مي‌دهد كه متأثر از عامل ارتباطات جهاني شهرها و همكاري شبكه‌اي شهرهاست. به اين شكل، يكي از وظايف مديريت شهري، كمك به ايجاد برندي مناسب با ظرفيت‌ها و توانايي‌هاي اقتصادي شهرهاست. همانگونه كه موفقيت رقابتي شركت‌ها به شدت با محيط اقتصادي، سياسي و فرهنگي كشورهايي كه در آن مستقر هستند، وابسته مي‌باشد، موفقيت شهرها نيز به عامل تصويرسازي مناسب براي شهرها وابسته است. تصميم‌سازي مناسب براي ايجاد تصوير بهتر و جذب سرمايه به شهرها با كمك برندسازي، از جمله اقداماتي مي‌باشد كه بر عهده مديريت شهري است. اين راهبردها بايد منطبق بر مزيت‌هاي منطقه‌اي شهرها باشند. اين بدان معناست كه عوامل مزيت رقابتي به طور منطقه‌اي تعيين مي‌شوند. به بيان ديگر، پايداري رقابت‌هاي منطقه‌اي، در مزاياي محلي نهفته است (قادری و همکاران؛ 1392: 48).

امروزه چهار راهكار اساسي براي بهبود چهره و تصوير عمومي از شهرها وجود دارد كه معمولاً از تركيبي از راهكارهاي مختلف استفاده مي‌شود:

  • توسعه خدمات اجتماعي: هدف از اين راهكار، ارتقاي كيفيت محيطي براي ساكنيني كه اكنون در جامعه مورد نظر در حال زندگي و كار هستند و ساكنين بالقوه يا خريداران آتي مكان، مي‌باشد. اين راهكار، از توسعه خدمات آموزشي، تسهيلات بهداشتي، خدمات رفاهي و اداري و … پشتيباني مي‌نمايد.
  • برنامه‌ريزي و طراحي مجدد شهري كه بر بهبود كيفيت‌هاي فضايي مكان تأكيد دارد.
  • توسعه زيرساخت‌هاي اقتصادي كه بر توسعه زيرساخت‌هايي نظير راه‌هاي ارتباطي، تأمين برق و سوخت، ارتباطات و نظاير آنها متمركز است.
  • برنامه‌ريزي و مديريت بازاريابي مكان (Jensen et al., 1997).

 

سرمایه اجتماعی

به طور كلي سرمايه اجتماعي، مبادله اقتصادي را در محيط كلان شهري تسهيل مي‌كند و از هزينه‌هاي مبادله در اقتصاد شهري مي‌كاهد. سرمايه اجتماعي در فرايند توليد، همانند ساير عوامل توليدي (سرمايه فيزيكي، نيروي كار، تكنولوژي و سرمايه انساني) ايفاي نقش مي‌كند. همچنين سرمايه اجتماعي، ميزان نرخ تراكم و كيفيت انواع ديگر سرمايه‌ها را (به ويژه سرمايه انساني) تحت تأثير قرار مي‌دهد. بر اين اساس، مديريت شهري بايد راهبردهايي را توسعه دهد كه احساس مسئوليت دانش را تقويت كرده و از فرصت‌هاي ناشي از سرمايه‌هاي اجتماعي، بهره‌برداري نمايد. شكل زیر نشان مي‌دهد كه مدیریت شهري چگونه با تأثير بر رشد صنايع جديد نوپا، ايجاد اشتغال بيشتر و ارتقاي كيفيت زندگي، مي‌تواند به افزايش درآمد شهر منجر شود.

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه  شهرسازی

مشاوره انجام پایان نامه  برنامه ریزی شهری

0990-135-4771

 

ثبت سفارس

الگوي شهرسازي امروز

تکنولوژي به عنوان مهم ترين عامل برتري در شهر مدرن محسوب مي شود. الگوی شهرسازی امروز، تغييرات زيادي در شهر ايجاد نمود، هدف از گسترش تکنولوژي ايجاد رفاه براي مردم و ساکنين شهرها بود اما خود معضلي براي شهرهاي مدرن شد، تکنولوژي توانست شهرسازي را در مناطق مختلف اقليمي و فرهنگي را يکنواخت نمايد، گرما و سرما را کنترل نمايد. ولي مشکلات زيست محيطي، فرهنگي، انساني ايجاد نمود.

انرژي فراواني براي اين رفاه نياز بود تا توانست شهري يکنواخت با معماري مشابه توليد کند، انرژي مصرف در شهرهاي مدرن به حدي رسيده است که تا چند سال ديگر بحران انرژي به وجود خواهد آمد ، همچنين بر اساس قانون آنتروپي بازگرداندن اين انرژي خود انرژي زيادي را مي خواهد. بنابراين روند شهرسازي موجود هر چه جلوتر مي رود بحران هاي شهري بيشتر مي شود زماني آلودگي فقط آلودگي هوا بود ولي در حال حاضر آلودگي آب، خاک، صوتي و بصري نيز رسيده است. با آنکه سازمان­هاي مختلف فرهنگي هر روز گسترش مي يابند ولي از نظر فرهنگي معضلات شهري گسترش مي يابد معضلاتي مانند گسستگي خانواده ها، اعتياد، طلاق و خيلي از مشکلاتي که به وجود آمد هر چه قانون پيچيده تر و نيروهاي امنيتي بيشتر مي­شود امنيت نيز ضعيفتر مي شود. بحران وضع موجود از عدم تعادل در مصرف منابع می باشد (غلامی بیمرغ، زنگی آبادی؛ 1391: 179).

 

ایدئولوژی شهرسازی اسلامی

در هر مکتب و ايدئولوژي عدالت مفهومي و معنايي با توجه به اصول آن مکتب يا ايدئولوژي دارد در ايدئولوژيي ­هايي که مبناي انساني دارد عدل براي انسان مي باشد پس مفهومي کاملاً انساني دارد و نمي تواند مفهومي بالاتر داشته باشد. براي داشتن عدالت همان طور که اشاره شد روح ايمان نياز مي باشد تا شرک را از بين ببرد و با ايجاد عدل در جامعه آرامش و تسکين بر قلوب مردم جاري ساخت، بر همين اساس است که وظيفه هر رسولي و پيامبري ايجاد عدالت مي باشد. در مقابل شهر مدرن بر اساس روح اومانيستي مي باشد و انسان محور امور است بنابراين در ذات خود نابرابري به همراه دارد همين محوريت انسان در فرهنگ و ايدئولوژي بزرگترين عامل در عدم اجراي عدالت مي باشد زيرا شرک اصلي انسان محوري جديد مي باشد.

عدالت در اسلام هم مفهومي اجتماعي و هم مفهومي فردي دارد اما تفاوت آن در دين اسلام با ساير ايدئولوژي ها در توحيدي بودن آن است به طوري که در ايدوئولوژي غير ديني جنبة فردي آن به دليل اومانيسم و جنبة اجتماعي به خاطر ناسيوناليسم نمي تواند اجرا شود. براي رسيدن به الگوي در شهرسازي ما بايد به سه شاخص اصلي برسيم که شامل امنيت، عدالت و آسايش مي­شوند در واقع براي عموم مردم اين سه بايد رعايت شود اما عدالت در اسلام براي دشمن نيز بايد رعايت شود.

بنابراين عدالت اگر چه مجري آن در شهر مؤمن باشد ولي براي تمام ساکنين چه مؤمن و غير مؤمن و حتي دشمن بايد اجرا شود تا شهر به سعادت برسد. بنابراين عدالت برکتي به شهرها مي دهد که مردم را بي نياز مي کند و شهر را امن مي نمايد و رفاه را به همراه مي­آورد اما در شهر مدرن که بر اساس الگوي سرمايه داري مي باشد، شايد اين عدم تعادل در کشورهاي مبدأ آن کمتر باشد ولي در کشورهاي پيرو خود به خود منجر به عدم تعادل مي شود.

در واقع الگوي توسعه کنوني تبليغ شده براي شهرها که در تمام جهان گسترش يافته زهکشي شده براي صاحبان اين نوع سبک از توسعه مي باشد. بنابراين ما براي رسيدن به پيشرفت در شهرهاي خود نيازمند پيشرفت با وجة بومي مي باشيم که خود پيشرفت با الگوي اسلامي بدون عدالت منجر به شکست مي شود. در واقع بي عدالتي موجود در شهرهاي مدرن بحران هاي شهري و فراشهري را به وجود آورده است.

بحران­ هاي طبيعي مانند آلودگي ها و بحران هاي انساني مانند حاشيه نشيني، فقر شهري عامل اصلي آن بي عدالتي مي باشد. عدم تعادل در مصرف بحران هاي توليد زباله، دفع آن و مصرف بيش از حد انرژي و منابع را در پي داشت. بنابراين اگر تعادل و عدالت در الگوي شهرهاي اسلامي ايراني رعايت شود خيلي از بحران هاي شهري موجود را ما شاهد نيستيم (همان منبع).

 

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه معماری و شهرسازی

0990-135-4771

 

ثبت سفارس

عناصر شهر اسلامی

پس از انسان، قوانین و مقررات و آداب و شیوهها و رفتار و اخلاق اهل شهر قرار دارند که رابطه اهل شهر و همه اجزاء شهر را با یکدیگر و با طبیعت و ساختههای انسان و هستی را در قلمروهای معنوی و مادی حیات تنظیم میکنند و بالاخره کالبد شهر قرار دارد که متأثر از عامل شرایط خاص محیطی، اقتصادی، فنی علمی و هنری است (نقی زاده، 1387).

به این ترتیب میتوان گفت که یک شهرساز و به عبارتی کسانی که در ساختن یک شهر دخالت دارند و باید با همکاری یکدیگر عمل کنند بایستی برای سه موضوع اصلی تشکیل دهنده یک شهر به صورت توأمان و هماهنگ برنامه­ریزی کنند. اول “انسان­سازی” است که به آموزش رسمی و تزکیه اهل شهر در همه مراحل آموزش رسمی و غیر رسمی می­پردازد و حاصل آن ساختن (یا هدایت) روح انسان­ها و تعالی بخشیدن به آنهاست. این بخش از شهرسازی به تربیت انسان­هایی متوجه است که این انسان­ها سازنده دو بخش دیگر نیز بوده و حتی با ضعف احتمالی آنها قادر به رفع آن ضعف هستند. دوم “رفتارسازی” است که اگرچه ممکن است تعبیری نامانوس به نظر آید، اما مراد از آن تدوین مقررات و ضوابطی است که اهل تزکیه شده شهر براساس آن مشی میکنند و برپایه آنها با محیط و دیگران ارتباط برقرار می­کنند. این قوانین و مقررات اگر در جامعه­ای” تزکیه شده “تدوین شوند به صورت اخلاق (در جلوت و خلوت)، رفتار اهل شهر را شکل خواهد داد، اما اگر “تزکیه” ناقص باشد، حداقل این مقررات مدون (به صورت قانون) در منظر عام و در هدایت روابط ظاهری و عینی ایفای نقش می­کنند. سوم، “کالبد” است که براساس قوانین و مقررات بخش دوم ،فضا و کالبدی را پدید میآورد که بتواند مکان زندگی و فعالیت بخش اول (انسان) باشد (مقدم ابراهیم‌آباد، رهنما؛ 1389).

 

شهر اسلامی
عناصر شهر اسلامی

 

به این ترتیب می­توان گفت که برای ظهور شهر اسلامی، انطباق و همپوشانی سه “فضا”یا سه عنصر ضرورت دارد. این سه فضا عبارت ازفضای فکری،فضای عملی و فضای عینی یا فضای کالبدی.در حقیقت شهر اسلامی فقط کالبد نیست و علاوه بر “کالبد” دو مقوله مهم دیگر نیز در تعریف شهر اسلامی و تجلی آن ایفای نقش میکنند اصلیترین عنصر انسان (مؤمن) است که البته مهمترین مقوله مربوط به او نیز “وجه فکری”یا به عبارتی ایمان اوست. به این ترتیب است که می توان”ایمان”اهل یک شهر را مهمترین عامل و عنصرشکلدهنده و تعریف کننده “شهر اسلامی”نامید. عنصر بعدی”قوانین”حاکم بر شهر و بر همه روابطی است که بین انسانها و طبیعت. اگر این سه وجه یا سه قلمرو را به صورت دوایر : وآثار انسانی حاکماند (نقی زاده، 1387). متقاطعی نشان دهیم، بهترین حالت وقتی است که سه دایره بر هم منطبق باشند و بدترین حالت وقتی است که این دوایر هیچ نقطه مشترکی با یکدیگر نداشته باشند. دیگری شهری است که در آن مسلمانان در کالبدی اسلامی زیست می کنند که با عنایت با دستورات اسلامی بنا شده است و می توان را” شهری برای مسلمانان “نامید. سومین محدوده که آن را “شهر مسلمانی” مینامیم، نشانگر شهری است که در آن رفتار اسلامی جریان دارد و کالبد شهر نیز براساس اصول و ارزش های اسلامی ساخته شده است و بالاخره (فضای مشترک) سه دایره است که از آن به عنوان مصداق ” شهر اصیل اسلامی ” یاد می کنیم و در آن مسلمانان موحد براساس دستورات اخلاق اسلامی عمل و رفتار می کنند و توانسته­اند کالبد مناسبی را نیز به وجود آورند که تجلی گاه ارزش های اسلامی باشد و آنان را در مسلمان زیستن یاری نماید (همان : 47 ). سومین عامل کالبد شهر است که از آن به ” فضای عینی ” تعبیر می کنیم. این کالبد توسط انسان (فضای فکری) و با رفتار اسلامی (عمل و اخلاق اسلامی)، که تبیین کننده رابطه انسان با جهان خارج (اعم از جامعه ومحیط مصنوع و طبیعت) است، منجر به ایجاد فضا و محیطی می شود که در عین حالی که از اصول اسلامی نشأت گرفته­اند ، به این اصول اشاره دارند و انسان را در مسلمان زیستن کمک میکنند با توجه به مطالب فوق می توان گفت که سه عامل اصلی (انسان، روابط و کالبد) که در شکل گیری شهر اصیل اسلامی دخالت دارند که برنامه ریزی برای شکل دادن و ظهور جلوه آنها از عهده شهرسازان خارج است (طراحان و برنامه­ریزان شهری) در بهترین حالت فقط می توانند براساس قوانین و مقررات و اصول و ارزش های اسلامی به یکی از این سه عامل بپردازند و تنها برای ایجاد “کالبد شهر” برنامه ریزی و طراحی کنند و قوانین و ضوابطی را پیشنهاد د هند که البته همه این ها پس از تصویب مراجع ذی ربط قابل اعمال هستند (همان).

 

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه معماری و شهرسازی

0990-135-4771

 

ثبت سفارس

 

شهر اسلامی

شهر محل سکونت انسان ها در کنار یکدیگر است که بنا به عوامل گوناگونی چون، فرهنگ، قومیت، ملیت، مذهب و … ، دارای ویژگی های خاص خود می باشد. بنابراین وقتی یک شهر را اسلامی می خوانیم، نقش مذهب و تاثیر آن در شکل گیری کالبد شهر، مورد توجه قرار خواهد گرفت. علاوه بر کالبد و نمای ظاهری، شهر دارای مفهوم و هویتی است که از پس مفاهیم آسمانی و ماورایی، پدیدار گشته و این روح معنوی و قدسی، جسم بی جان شهر را روحی تازه بخشیده که موجبات تجلی آرمان های معنوی در زندگی فردی را نیز فراهم کرده است.

شهر اسلامی دارای ویژگیهایی است که باید علاوه بر تامین نیازهای مادی انسانها، آنها را به سوی ارزشهای اسلامی نیز هدایت کند. از این رو اصول حاکم بر ساختار شهر باید برگرفته از صفات الهی باشد. یکی از این صفات عدل است که باید در سرتاسر شهر اسلامی( از نظرکمی و کیفی) قابل لمس باشد. عدالت حاکم بر شهر اسلامی، از روابط اجتماعی تا نحوه ایجاد شکل کالبد شهر و حتی مکانیابی آنها، نقش تعیین کننده ای در شهر دارد. از این رو و با توجه به تجلی سنت، مسجد به عنوان مصداق نمود عدل در شهر اسلامی شناخته شده است (حصیلی و بامداد، ۱۳۹۳).

نامیده شدن «شهر اسلامی» و اطلاق آن به شهرهاي مسلمانان (به ویژه «شهر اسلامی» رواج عنوان شهرهاي تاریخی ممالک اسلامی یا شهرهاي مسلمان نشین ،(از قرن نوزدهم میلادي و توسط مستشرقان آغاز که به شهرهاي ساخته شده توسط مسلمانان و محل زندگی آنان اطلاق «شهر اسلامی» شد. از آن دوران به بعد می شد، به مرور در نوشته ها و آثار مربوط به تتبعات شهري سکونتگاه هاي مسلمانان، بر این اساس که با حریم فیزیکی و یا ذهنی خاص خود تجلی جامعه فرهنگی متمایز از سایر تمدن ها هستند، در ادبیات غرب تثبیت شد (نقی زاده، 1390).

زندگی به شیوه اسلامی که مبتنی بر هدف تعالی انسان است، بدون تلاش در جهت به کار بستن دستورالعمل منطبق بر ارزش­هاي دینی، امکان پذیر نخواهد بود. در واقع قرآن (در آیه 205 سوره بقره) و نیز سنت، صریحاً بی نظمی در هرکدام از جنبه هاي زندگی را محکوم نموده و استفاده از تمامی امکانات و اقدامات سازمان یافته در جهت دستیابی به ارزش هاي اسلامی را ضروري می دانند. طراحی و مقررات شهرسازي (ساخت محیط)، که تأثیر بسزایی در تحقق و تقویت اصول اجتماعی اسلام دارد، یکی از این تلاش ها است. قرآن کریم به عنوان قانون اساسی دین اسلام و نیز بهترین نسخه شفابخش آلام روحی و جسمی انسان­ها که در بر گیرنده تمامی نیازهاي دنیوي، اخروي، فردي و اجتماعی انسان ها است، به مقوله شهر نیز توجه ویژه­اي داشته و در آیات بسیاري به این مسئله مهم پرداخته است، تا جایی که خداوند متعال دوبار به شهر قسم می­خورد: مراد از شهر در این آیات، شهر مکه معظم است.

شهر مکه به عنوان  ((لا اقسم بهذا البلد و انت حل بهذا البلد)). از این منظر، شهر در اسلام در جایگاه بسیار بلندي قرار گرفته و در قاموس هیچ اندیشه و مکتبی با این عظمت از آن یاد نشده است. از طرف دیگر، اندیشمندان اسلامی همواره براي رسیدن به جامعه ایده آل و شهر اسلامی که در آن به خواسته هاي مادي و معنوي برسند، تلاش کرده اند. دستیابی به شهري که بستر رشد کمالات انسانی را فراهم کند، نیازمند اندیشه هایی بوده است؛ تا با شناخت ابعاد وجودي نیازهاي واقعی انسان و شناسایی و باور کردن آن ها به تجلی آن به پیدایش تمدن هاي بشري بینجامد.

نکته اي که شهرسازان نباید از آن عدول کنند، ترسیم اندیشه هاي هنر اسلامی در بهره گیري از جهان هستی براي تعالی انسان هاست. ترویج صحیح این اندیشه، سبب تجلی و ظهور شهرهاي برگرفته از تمدن اسلامی خواهد شد.

شهر اسلامی در تعالیم اسلامی، حائز مباحث گسترده و وسیعی بوده است. به نظر می رسد شهر اسلامی تنها شهري با مناره ها و گنبدهاي متعدد، برخوردار از اماکن مذهبی متنوع و داراي چهره تاریخی و باستانی مانند شهرهاي اوایل اسلام نیست؛ بلکه شهري است با انسان هاي موحد و با عقایدي که نشأت گرفته از آموزه­هاي اسلامی است.

شهر اسلامی، شهري است که به طور نسبی، براساس اصول و آموزه هاي قرآنی و نبوي ساخته شده است. شهر اسلامی ماهیتی است بالقوه که می­تواند در هر زمان و مکانی با توجه به فناوري، مصالح، دانش و هنر و فرهنگ بومی (که با اصول و ارزش هاي اسلامی در تعارض نباشند) تفسیر و تجلی خاص خویش را داشته باشد (Jamalinezh & others, 2012: 33).

 

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه معماری و شهرسازی

0990-135-4771

 

ثبت سفارس

 

عوامل تعیین کننده افزایش رقابت‌پذیری شهری

مطالعات انجام شده در مورد موفقیت منطقه‌ای به طور مشخص مبتنی بر تحلیلی از مقدار قابل توجهی از داده‌های آماری هستند. نظریه پردازان این شکل‌ها را برای تعین ارتباط بین شاخص‌های مشخص و عملکرد اقتصادی به کار می‌برند. تعیین کننده‌های رقابت‌پذیری عبارتنداز:

  • ساختار اقتصادی: بهره‌وری و اشتغال، معمولاً در بخش‌های خدماتی بالاتر هستند و ارزش افزوده بالاتری تولید می‌کنند.
  • فعالیت نوآور: یک محیط مناسب می‌تواند توانایی منطقه را برای پاسخگویی به هر نوع چالش زیست محیطی، کاری، تکنولوژیکی و یا هر نوع چالش دیگر، از طریق استراتژی تطبیقی درست تأمین کند.
  • قابلیت دسترسی منطقه‌ای: قابلیت دسترسی، شبکه‌های حمل و نقل و موقعیت جغرافیایی، گستره فرصت‌ها را محدود می کند و بر هزینه و زمان سفر و به علاوه زمانی که طول می‌کشد تا تولیدات به بازار برسند، اثر می‌گذارد. زیرساخت حمل و نقل و ارتباطات می‌تواند به کاهش آثار محدودیت‌های جغرافیایی بر توسعه کمک کند.
  • تخصص نیروی کار: در آموزشی می‌توان به طور قابل انعطافی تغییر در تقاضای بازار نیروی کار را مدیریت کرد. این نوع تخصصی، می‌تواند نسل‌های جوانتر را آماده کند و نیروی کار موجود را نیز با هدف فعالیت‌های خلاق و نوآور و خدمات اشتغال دوباره آموزش بدهد.
  • ساختار اجتماعی: فعالیت‌های اقتصادی دانش محور و رشد خدمات اقتصادی، طبقات میانی را در مناطق موفق تقویت می‌کند. به عنوان مثال طبقه کارگر یقه آبی کوچکتر می‌شوند و فقط تعداد کمی از فعالیت‌ها، فرصت اشتغال برای نیروی کار غیر حرفه‌ای فراهم می کند.
  • مراکز تصمیم: حضور و وجود رؤسای شرکت‌ها مهم است. ساختمان‌های مرکزی شرکت‌ها، تقاضا برای کارمندان با کیفیت بالا را در بازار نیروی انسانی ایجاد می‌کند، محرکت و مشوقی برای آموزشی بهتر محلی فراهم می‌کند، پایه دانش را تقویت می‌کند و محیط کار را ارتقا می‌بخشد.
  • محیط زیست: طبقه متوسط در حال رشد، ماهر و به لحاظ فرهنگی خواستار منطقه موفق، محیط زیست پیشرفته‌تر (امنیت عمومی، کیفیت خدمات عمومی، معماری شهری جذاب، مسکن با استاندارد بالا، حمل و نقل عمومی محلی خوب و …) و محیط طبیعی امن و سالم‌تری دارد. مردم نه تنها نیازهای خود را طلب می‌کنند بلکه برای داشتن نقشی فعال در حمایت از محیط زیست نیز آماده شده اند (داداش‌پور، احمدی؛ 1389: 68-69).

 

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه برنامه ریزی شهری

0990-135-4771

 

ثبت سفارس

بازار اصفهان

تجار اصلی بازار اصفهان دفاتری در راسته­های بازار ندارند. اما محل کار آنها در کاروانسراهای وسیع و مجلل که در پشت راسته­ها است، قرار دارند. واژه­ی کاروانسرا از زمان گذشته نشأت می­گیرد. زمانی صف­هایی طولانی از شتر، اسب و خر وارد بازار می­شد اما کامیون­ها با سرعت جای این کاروان­های حیوانی را می­گیرند (Miller, 1961: 13-14).

در سال ۱۹۶۰ م، در راسته­های بازار، در میان فروشندگان و خریداران، مسیرهای ویژه­ای بود که از حاشیه­ی شهر به وسیله­ی راهی که فاقد سقف و در و دروازه بود به بازار متصل می‌شد. در حاشیه­ی این راه هیچگونه کاراوانسرای یا تجارت خانه نبود تا مسافران و تجار بتوانند به سرعت و بدون درد سر خود را به مراکز خرید و فروش عمده برسانند.

تا دوره میلر، خیابان کشی در این روند تاثیر گذار بوده است.

در سال ۱۹۳۱ م.۱۳۱۰ش. تنها سه خيابان آسفالت شدند: خیابان طالقانی (شاه) ، خیابان هاتف و حافظ. (25 :1969 ,Proudlove). چنین تغییرات ارتباطات در حمل و نقل، بر فضای مورد استفاده در بازار تاثیر گذار بوده است. افزایش جمعیت همچنین موجب تغییرات اجتماعی و گسترش شهر شد و فشار شدیدی به منظور استفاده­ی بیشتر از وسایل نقلیه را بر سیستم وارد کرد (همان، ۲۵) اما این فشار یکطرفه نبوده بلکه از طرف بازار و هم از خارج بازار فشار وارد می­شد که نیاز استفاده از وسایل نقلیه را به خوبی نشان می داد. بنابراین این گاراژها در حاشیه­ی بازار شكل گرفتند. بنابه گفته­ی بازاری­ها، بازار خود به عنوان شهر با هسته­ی اصلی شهر تلقی می­شد که در مصاحبه آشکارا به آن اشاره می­کنند که حاشیه­ی شهر همان حاشیه­ی بازار است.

 

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه مهندسی معماری و شهرسازی

0990-135-4771

 

ثبت سفارس

پیام بگذارید (Online)
09901354771