تدوین برنامه‌ریزي استراتژیک

فرآیند کلی تدوین برنامه‌ریزي استراتژیک در سازمان‌هاي عمومی

آقای برایسون فرایند کلی برنامه‌ریزی استراتژیک را در ده مرحله بیان می‌کند. به عبارت دیگر به نظر می‌رسد مدل ارائه شده توسط آقای برایسون نسبت به سایر مدل‌ها منطقی‌تر و در عین حال مشارکتی‌تر است. این ده مرحله عبارتند از:

  1. توافق اوليه: در اين مرحله ضرورت برنامه‌ريزي استراتژيك براي سازمان مورد برنامه‌ريزي بررسي شده و آشنايي با اين نوع برنامه‌ريزي حاصل مي‌شود. سازمانها، واحدها، گروهها يا افرادي كه بايد در برنامه‌ریزی درگير شوند مشخص گرديده و توجيه مي‌شوند. مراحلي كه در برنامه‌ريزي بايد انجام شوند شرح داده مي‌شوند. روش انجام برنامه‌ريزي، زمانبندي انجام، آيين‌نامه‌هاي مورد نياز براي جلسات و نحوة گزارش‌دهي مشخص مي‌گردند و منابع و امكانات لازم تعيين مي‌گردند.
  2. تعيين وظايف: وظايف رسمي و غير رسمي سازمان «بايدهايي» است كه سازمان با آنها روبروست. در اين مرحله هدف اين است كه سازمان و افراد آن وظايفي را كه از طرف مراجع ذيصلاح (دولت، مجلس و.‌.‌.) به آنها محول شده است شناسايي نمايند. شايد اين هدف به ظاهر خيلي روشن باشد ولي اين واقعيت در بيشتر سازمانها وجود دارد كه بيشتر افراد اختيارات و وظايف سازماني را كه در آن مشغول بكارند نمي‌دانند و اساسنامه آن را حتي براي يكبار مطالعه نكرده‌اند. از طرف ديگر وظايف محول شده به سازمان عموماً كلي بوده و تمام فضايي را كه سازمان مي‌تواند در آن فعاليت كند تعريف نمي‌كند. بنابراين ضروري است كه با مطالعه وظايف مكتوب و مصوب سازمان اولاً با آن وظايف آشنا شد (كه از اين طريق بعضي از اختيارات و ذينفعان سازمان نيز شناسايي مي‌گردند)، ثانياً مواردي را كه در حيطه اختيارات سازمان قرار مي‌گيرند اما تا بحال كشف نشده‌اند، شناخت.
  3. تحليل ذينفعان: ذينفع فرد، گروه يا سازماني است كه مي‌تواند بر نگرش، منابع يا خروجی‌هاي سازمان تأثير گذارد و يا از خروجي‌هاي سازمان تأثير پذيرد. تحليل ذينفعان پيش درآمد ارزشمندي براي تنظيم بيانيه مأموريت سازمان است. تحليل ذينفعان بسيار ضروري است، چرا كه رمز موفقيت در بخش دولتي و غيرانتفاعي ارضاي ذينفعان كليدي سازمان است. اگر سازمان نداند كه ذينفعانش چه كساني هستند، چه معيارهايي براي قضاوت درباره سازمان به كار مي‌برند، و وضعيت عملكردي سازمان در قبال اين معيارها چيست، به احتمال زياد نخواهد توانست فعاليت‌هايي را كه بايد براي ارضاي ذينفعان كليدي خود انجام دهد، شناسايي كند.
  4. تنظيم بيانيه مأموريت سازمان: مأموريت سازمان جملات و عباراتي است كه اهداف نهايي سازمان، فلسفه وجودي، ارزش‌هاي حاكم بر سازمان و نحوة پاسخگويي به نياز ذينفعان را مشخص مي‌كند. علاوه بر اين موارد، اختلافات درون سازماني را مرتفع ساخته و بستر بحث‌ها و فعاليت‌هاي سازنده و مؤثر را هموار مي‌كند. توافق بر مأموريت سازمان، تمام فعاليت‌هاي آن را همسو مي‌سازد و انگيزش و توجه ذينفعان سازمان خصوصاً كاركنان آن را افزايش مي‌دهد.
  5. شناخت محيط سازمان: اساس استراتژيك عمل كردن شناخت شرايط است. يك بازيكن موفق فوتبال علاوه بر اينكه از توانايي‌ها و وظايف هر يك از اعضاي تيم خود آگاهي دارد، سعي مي‌كند شرايط تيم مقابل و نقاط قوت و ضعف هر يك از افراد آن را دريابد و با داشتن اين مأموريت در ذهن يعني پيروز شدن در بازي، در هر لحظه بهترين حركت را انجام دهد. براي اينكه يك سازمان نيز در رسيدن به مأموريت خود موفق گردد بايد شرايط حاكم بر خود را به خوبي شناسايي نمايد. در اين مرحله، محيط خارجي سازمان در قالب شرايط سياسي، اقتصادي، اجتماعي و تكنولوژيكي مورد بررسي قرار گرفته و نقاط قوت و ضعف آنها براي سازمان تعيين مي‌گردند. در راستاي شناخت محيط سازمان، در اين مرحله محيط داخلي نيز در قالب ورودي‌ها، خروجي‌ها، فرايند و عملكرد سازمان مورد مطالعه قرار مي‌گيرند.
  6. تعيين موضوعات استراتژيك پيش روي سازمان: اين مرحله قلب فرايند برنامه‌ريزي استراتژیک است. موضوعات استراتژيك تصميمات سياسي و اساسي هستند كه بر اختيارات، مأموريت، ارزشها، محصول يا خدمات ارائه شده، مراجعان يا استفاده‌كنندگان، هزينه‌ها، تأمين منابع مالي، سازمان يا مديريت تأثير مي‌گذارد. هدف اين مرحله تعيين انتخاب‌هايي است كه سازمان با آنها مواجه است.
  7. تعيين استراتژيها: به منظور پرداختن به هر يك از موضوعات استراتژيك پيش روي سازمان بايد اقداماتي صورت گيرد كه در قالب برنامه‌ها، اهداف، طرحها و . . . بيان مي‌شوند. اين اقدامات استراتژي ناميده مي‌شوند. در واقع استراتژي عبارت است از قالبي از اهداف، سياست‌ها، برنامه‌ها، فعاليت‌ها، تصميمات يا تخصيص‌هاي منابع كه مشخص مي‌كنند سازمان چيست، چه كاري انجام مي‌دهد و چرا آن را انجام مي‌دهد. استراتژي‌ها مي‌توانند تحت سطوح سازماني، وظايف و محدودة زماني متفاوتي تعريف شوند.
  8. شرح طرحها و اقدامات: اين مرحله مي‌تواند در قالب مرحله قبل، مرحله تعيين استراتژي‌ها، انجام شود اما از آنجايي كه كار برنامه‌ریزی استراتژيك با تعيين استراتژي‌ها به پايان مي‌رسد و اجراي آن در قالب تعريف طرح‌ها و اقدامات و مديريت استراتژیک برنامه تهيه شده انجام مي‌شود اين تفكيك صورت گرفته است. به عبارت ديگر از اين مرحله به بعد از مدل برايسون مربوط به اجراي برنامه و مديريت استراتژيك مي‌گردد. در اين مرحله به منظور اجراي هر يك از استراتژيهاي انتخاب شده تعدادي طرح و اقدام تعريف مي‌گردد.
  9. تنظيم دورنماي سازماني براي آينده: در اين مرحله، توصيفي از شرايط آينده سازمان در صورت بكارگيري استراتژي‌هاي تدوين شده و استفاده از تمام نيرو و منابع سازمان، ارائه مي‌شود. اين توصيف دورنماي موفقيت سازمان ناميده مي‌شود كه در آن شرحي از مأموريت، استراتژي‌هاي اساسي، معيارهاي عملكرد، بعضي از قواعد تصميم‌گيري مهم و استانداردهاي اخلاقي مد نظر همة كارمندان ارائه مي‌شود. در صورت تنظيم چنين دورنمايي، افراد سازمان خواهند دانست كه چه انتظاري از آنها مي‌رود، پويايي و همسويي انگيزه و نيروي افراد در رسيدن به اهداف سازمان به وجود آمده و نياز به نظارت مستقيم كاهش مي‌يابد.
  10. برنامه عملياتي يكساله: در اين مرحله با استفاده از اطلاعات تدوين شده در مرحله هشتم و بر اساس اولويت‌هاي تعيين شده توسط تصميم‌گيران، يك برنامه عملياتي تهيه شده و بر اساس آن مديريت و كنترل طرحها و اقدامات انجام مي‌شود.

 

فرایند عملی برنامه‌ریزی استراتژیک

گام اول: آغاز نمودن فرآیند برنامه ریزي استراتژیک و توافق بر روي آن هدف از انجام این فعالیت انجام مذاکره بین تصمیم گیران سازمان و خبرگان بر روي فرآیند کلی برنامه ریزي استراتژیک، برنامه زمانی، فعالیتهاي کلیدي، مسؤولیت ها و منابع مورد نیاز است. در نتیجه لازم است تا یک ارزیابی آمادگی 20 با هدف تعیین مقدار توانمندي سازمان براي انجام برنامه ریزي استراتژیک انجام پذیرد.

گام دوم: واضح نمودن قوانین و الزامات حاکم بر سازمان هدف از انجام این فعالیت روشن نمودن الزاماتی است که در مسیر حرکت و فعالیت هاي سازمان گذارده شده است. به عبارتی دیگر الزامات عبارت اند از قوانین و مقرراتی که مراجع قانون گذار دولتی آنها را تعیین می کنند و سازمان باید در راستاي آن قوانین و مقررات حرکت نماید و از آنها تخطی ننماید.

گام سوم: شناسائی ذي نفعان و تدوین یا تبیین مأموریت و ارزشهاي سازمان در ابتداي این فعالیت باید ذینفعان داخلی و خارجی سازمان شناسایی شوند و نحوه تعامل با ذینفعان کلیدي داخلی و خارجی تا انتهاي فرآیند تعیین شود. سپس می توان با استفاده از نظرات و انتظارات ذینفعان به تبیین ماموریت سازمان پرداخت. ماموریت سازمان بیانیه اي است که مواردي مانند فلسفه وجودي سازمان، حوزه جغرافیایی فعالیت، محصولات و خدمات ارائه شده و خدمت گیرندگان در آن مطرح می گردد. بیانیه ارزش ها نیز بیانیه اي است که ارزش ها و باورهاي مدیران سازمان در آن طرح شده است و راهنماي کارکنان سازمان جهت انجام فعالیت هایشان است.

گام: ارزیابی درونی و محیطی جهت شناسائی نقاط قوت و ضعف، فرصت ها و چالش ها تهدیدات در این فعالیت محیط درونی و بیرونی سازمان به منظور شناسائی پیامدهاي 21 استراتژیک نقاط قوت و ضعف، فرصت ها و چالش هاي سازمان مورد بررسی قرار می گیرد. بررسی محیطی بیرونی می تواند شامل بررسی عوامل قانونی، عوامل اقتصادي، عوامل اجتماعی، عوامل تکنولوژیکی، عوامل فرهنگی و غیره باشد. همچنین بررسی محیط درونی می تواند شامل بررسی عواملی مانند فرهنگ سازمانی، تکنولوژي هاي در اختیار سازمان، توانمندي مدیریت و پرسنل و غیره باشد.

گام پنجم: شناسائی موضوعات استراتژیک نتیجه حاصل از انجام چهار فعالیت ابتدائی منجر به شناسائی موضوعات استراتژیک سازمان می شود. تعیین موضوعات استراتژیک مهمترین بخش و اصطلاحاً قلب فرآیند برنامه ریزي استراتژیک است. این موضوعات چالش هایی بنیادي هستند که از الزامات، مأموریت و ترکیب و سطح محصول یا خدمت، هزینه ها، تامین مالی، ساختار، فرآیندها و مدیریت سازمان ناشی می شوند.

گام ششم: طرح ریزي استراتژي ها جهت مدیریت و کنترل موضوعات استراتژیک هدف از انجام این فعالیت تدوین و طرح ریزي استراتژي ها براي مقابله یا استفاده از موضوعات استراتژیک بدست آمده از فعالیت پنج است. استراتژي هاي بدست آمده می توانند ظرف یا شرایط را براي دیگر برنامه هاي تغییر مانند بازآفرینی سازمان، مهندسی مجدد، بهبود فرآیندها و یا برنامه هاي رقابت و همکاري فراهم کنند.

گام هفتم: مرور برنامۀ استراتژیک و بکار گیري آن فعالیت هفتم قدم ابتدائی براي پیاده سازي برنامه استراتژیک بوده و هدف از انجام این فعالیت از طرفی مرور و بازبینی مراحل قبل فرآیند و رفع ناسازگاري بین نتایج بدست آمده می باشد. فعالیت هفتم قدم ابتدائی براي پیاده سازي برنامه استراتژیک بوده و هدف از انجام این فعالیت کسب تعهد رسمی براي بکارگیري برنامه هاي تدوین شده می باشد.

گام هشتم: تدارك یک چشم انداز اثر بخش سازمانی براي آینده هدف از انجام این فعالیت تدارك چشم اندازي است که وضعیت سازمان را پس از پیاده سازي استراتژي هاي تدوین شده به تصویر بکشد. این چشم انداز می تواند در ایجاد توافق و تعهد بیشتر بین ذي نفعان براي پیاده سازي برنامه استراتژیک کمک شایانی بکند و بعلاوه به مدیران و کارکنان نیز کمک می کند تا از آن بعنوان راهنمائی جهت انجام فعالیتهاي خویش استفاده کنند. بسیاري از سازمانها توانائی آن را ندارند که قبل از انجام حداقل یکبار فرآیند تدوین استراتژي، چشم اندازي اثر بخش تدوین کنند، بنابراین چشم انداز آنها بیشتر از آنکه نقش راهنما براي تدوین استراتژي داشته باشد، نقش راهنما براي اجراي استراتژي را بر عهده دارد.

گام نهم: ایجاد فرآیند اثر بخش پیاده سازي هدف از انجام این فعالیت آن است که نظام هایی مناسب جهت پیاده سازي استراتژي هاي تدوین شده بکارگرفته شوند، اضافه براین هر چقدر که استراتژیها در مرحله تدوین با ملاحظات اجرائی طرح ریزي شده باشند و افراد مسئول پیاده سازي استراتژي در فرآیند مدیریت استراتژیک درگیر باشند احتمال موفقیت حاصل از پیاده سازي استراتژي ها بیشتر میشود.

گام دهم: ارزیابی مجدد فرآیند برنامه ریزي استراتژیک و استراتژي ها فعالیت آخر مرور و ارزیابی استراتژي هاي اجرا شده و فرآیند برنامه ریزي استراتژیک می باشد، هدف از انجام این فعالیت کشف و دانستن مواردي است که انجام شده و به نتیجه مطلوب رسیده، مواردي که انجام نشدند و به نتیجه مطلوب نرسیدند و بعلاوه شناسائی دلائل انجام نشدن آنها می باشد و بطور خلاصه اطلاعات لازم جهت انجام فرآیند برنامه ریزي استراتژیک جمع آوري و ارزیابی می شود (مشتری، موسوی، 1385، 23).

 

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه  برنامه ریزی شهری

0990-135-4771

 

ثبت سفارس

مفهوم فلسفي دکارت از فضا

يکي از ميراث‌هاي فلسفي و معروف دکارت که در شکل‌گيري علم فضا و يا جغرافياگرايي و بعضي از مکاتب شهري تاثير مهمي داشته است، دوآليسم جوهري اوست. وي معتقد بود که چون ما جوهر را از طريق دو خصلت[1] نسبتا متفاوت، يعني فکر و انبساط مي‌شناسيم، طبعا مي‌بايست دو جوهر متفاوت نيز وجود داشته باشد؛ معنوي و جسماني، ذهن و بدن. چون دکارت جوهر را شي‌اي موجود  تعريف مي‌کرد که به چيزي جز وجود خود نياز ندارد، جوهرهاي  دوگانه را مستقل از يکديگر لحاظ مي‌کرد. علم به ذهن و بدن و يا جوهر معنوي و جوهر جسماني بدون ارجاع به ديگري صورت مي‌گيرد. از تبعات اين دوآليسم، تفکر الهيات و علم در انديشه دکارت است. علم مي‌تواند ماهيت فيزيکي اجسام را جدا از رشته‌هاي ديگر مطالعه کند، چون جوهر مادي، قلمرو عملکردي خود را داراست و از زاويه قوانين خود فهم مي‌شود. خصلت ويژه‌اي که جوهر مادي را از جوهر روحاني جدا مي‌کند انبساط است و همانگونه که در نقل قول خود از دکارت مي‌آوريم، انبساط فضا، همسان انبساط در ساير اشياء مادي است و در ذيل قوانين مادي و مکانيکي يکسان عمل مي‌کند. اجسام زنده نيز به دليل برخورداري از انبساط، جزء دنياي مادي‌اند. در نتيجه اين اجسام بر پايه همان قوانين رياضي و مکانيکي عمل مي‌کنند که بر ساير اشياء در نظم مادي عالم حاکم است. دکارت معتقد است که تمام اعمال و رفتار حيوانات را مي‌توان با ملاحظات رياضي و مکانيکي تبيين کرد و بسياري از فعاليت‌هاي انسان نيز همانند حيوانات، مکانيکي است . لذا مي‌توان جسم انسان را به فيزيک تقليل داد (Stumpf,1989:236-247). همانگونه که اشاره شد اين ميراث فلسفي بر شکل‌گيري رويکردهايي در زمينه مباحث فضايي، تاثير عمده گذاشته است. به هرحال، در موضع مطلق يا جوهري از فضا، فضا جوهري مستقل است که واجد صفاتي از خود مي‌باشد. فضا از صفات خاصي برخوردار است چون پيوسته، کمي ، قابل نفوذ و ثابت است.

[1]Attnbute

 

سير تحول تاريخي مفهوم فضا

فضا مفهومي است که از ديرباز توسط بسياري از انديشمندان مورد توجه قرار گرفته و در دوره‌هاي مختلف تاريخي بر اساس رويکردهاي اجتماعي و فرهنگي رايج، به شيوه‌هاي گوناگون تعريف شده است. مصري‌ها و هندي‌ها با اينکه نظرات متفاوتي در مورد فضا داشتند، اما در اين اعتقاد اشتراک داشتند که هيچ مرز مشخصي بين فضاي دروني تصور (واقعيت ذهني) با فضاي بروني (واقعيت عيني) وجود ندارد. در واقع فضاي دروني و ذهني روياها، اساطير و افسانه ها با دنياي واقعي روزمره ترکيب شده بود. آنچه بيش از هر چيز در فضاي اساطيري توجه را به خود معطوف مي‌کند جنبه ساختي و نظام يافته فضاست. ولي اين فضاي نظام يافته مربوط به نوعي صورت اساطيري است که برخاسته از تخيل آفريننده مي‌باشد. در انديشه فيلسوفان يوناني، واژه فضا به معناي امروزي آن وجود نداشت. آنان  فضا را شيء بازتاب مي‌خواندند. پارميندز[1] وقتي که دريافت فضا به اين صورت را نمي‌توان تصور کرد آن را بدين دليل که وجود خارجي ندارد به عنوان حالتي ناپايدار معرفي کرد. لوسيپوس[2] نيز فضا را اگرچه از نظر جسماني وجود خارجي ندارد ليکن حقيقتي تلقي نمود. افلاطون مسئله را بيشتر از ديدگاه تيمائوس[3] بررسي کرد و از هندسه به عنوان علم الفضاء برداشت نمود. ولي آن را به ارسطو واگذاشت تا تئوري فضا (توپوز) را کامل کند. از نظر ارسطو فضا مجموعه‌اي از مکان‌هاست. او فضا را به عنوان ظرف تمام اشياء توصيف مي‌نمايد. ارسطو فضا را با ظرف قياس مي‌کند و آن را جايي خالي مي‌داند که بايستي پيرامون آن بسته باشد تا بتواند وجود داشته باشد و در نتيجه براي آن نهايتي وجود دارد. در حقيقت براي ارسطو فضا محتواي يک ظرف بود.

بعدها تئوري هاي مربوط به فضا بر اساس هندسه اقليدسي بيان مي‌شد بطوري که مشخصه تفکر يونانيان در مورد فضا در تفکرات اقليدس با هندسه اقليدسي قابل مشاهده است. با توجه به آنچه گفته شد، در يونان و بطور کلي در عهد باستان دو نوع تعريف براي فضا مبتني بر دو گرايش فکري قابل بررسي است:

تعريف افلاطوني که فضا را همانند يک هستي ثابت و از بين نرفتني مي‌بيند که هر چه بوجود مي‌آيد، داخل اين فضا جاي دارد. تعريف ارسطويي که فضا را به عنوان topos يا مکان بيان مي‌کند و آن را جزئي از فضاي کلي‌تر مي‌داند که محدوده آن با محدوده حجيمي که آن را در خود جاي داده است تطابق دارد. تعريف افلاطون موفقيت بيشتري از تعريف ارسطو در طول تاريخ پيدا کرد و در دوره رنسانس با تعاريف نيوتن تکميل شد و به مفهوم فضاي سه بعدي و مطلق و متشکل از زمان و کالبدهايي که آن را پر مي‌کنند در آمد.

جيوردانو برونو[4] در قرن شانزدهم با استناد از نظريه کپرنيک، نظريه‌هايي در مقابل نظريه ارسطو عنوان کرد. به عقيده او فضا از طريق آنچه در آن قرار دارد (جداره ها)، درک مي‌شود و به فضاي پيرامون يا فضاي مابين تبديل مي‌گردد. فضا مجموعه‌ای است از روابط ميان اشياء و آنگونه که ارسطو بيان داشته است، حتما نمي‌بايست که از همه سمت محصور و همواره نهايتي داشته باشد. در اواخر قرون وسطي و رنسانس، مجددا مفهوم فضا بر اساس اصول اقليدسي شکل گرفت. در قرن هفدهم و هجدهم، تجربه گرايي باروک و رنسانس، مفهوم پوياتري از فضا را بوجود آورد که بسيار پيچيده‌تر و سازماندهي آن مشکل‌تر بود. بعد از رنسانس به تدريج مفاهيم متافيزيکي فضا از مفاهيم مکاني و فيزيکي آن جدا و بيشتر به جنبه هاي متافيزيکي آن توجه شد، ولي برعکس در زمينه‌هاي علمي، مفهوم مکاني فضا پررنگ تر گشت. دکارت از تاثيرگذارترين انديشمندان قرن هفدهم، درحد فاصل بين دوران شکوفايي کليسا از يک سو و اعتلاي فلسفه اروپا از سوي ديگر مي باشد. در نظريات او بر خصوصيت متافيزيکي فضا تاکيد شده است ولي در عين حال او با تاکيد بر فيزيک و مکانيک، اصل سيستم مختصات راست گوشه (دکارتي) را براي قابل شناسايي کردن فاصله‌ها بکار برد که نمودي از فرضيه مهم اقليدس درباره فضا بود. هايدگر[5] يکي ديگر از فيلسوفان معاصر در تبيين واژه فضا (raum,rwm) بر اين عقيده است که فضا به معني جايي است که براي جاي‌ گيري آماده باشد. فضا به چيزي که محدوده و افق رهاست جا مي‌دهد. اين تعريف از فضا مي‌تواند تا حدودي با مفهوم مادي فضا، فضايي و جايي که هنوز توسط اشياء فضايي و مکاني صورت تحقق نيافته است، منطبق باشد. با اين حال هايدگر اين جا بين بعد مادي فضا و بعد صوري فضا تمايز قائل مي‌شود. او مي گويد که فضا در ذات خود همان است که از جا براي آن ساخته شده است. اين تعريف از فضا مستلزم تصوري از فضا است که صورت فضا پيش از اين که تحقق يابد، وجود داشته است که براي آن جا ساخته شود. اين تصوير از فضا صرفا آن را انتزاعي مي سازد زيرا براي آنکه براي فضا پيش از تحقق صوري آنجا بوجود آيد بايد آنرا صرفا در ذهن انتزاع کرد. بحث فضا در حيطه مباحث پست مدرنيته، با رويکرد انديشه‌هاي ميشل فوکو و آنري لوفبور (البته با نقش پررنگ تر فوکو)، شکل گرفت و در دهه 80 ميلادي سنت قديمي تاريخ‌گرايي در باب فضا (فضا به عنوان امري مرده، ثابت، غير ديالکتيک و بي تحرک)، به چالش کشيده شد که از مشخصات بارز پست مدرن، بي‌اعتبار کردن مفاهيم سنتي زمان و فضا است. به زعم کاستلز، مفهوم در جامعه شبکه‌اي با مفاهيم آن در جوامع ما قبل مدرن و يا حتي صنعتي تفاوت عمده‌اي دارد. کاستلز مي‌نويسد: انتقال آني اطلاعات، داده‌ها و سرمايه‌ها و امکان ارتباط همزمان ميان افراد در نقاط مختلف، عملا فواصل زماني را از ميان برداشته و نظم طبيعي دوران قديم يا چارچوب هاي مکانيکي جهان صنعتي را به کلي دگرگون ساخته است. مکان نيز به نوبه خود با مفهوم دسترسي يا عدم دسترسي به اطلاعات و ابزار انتقال و پردازش آن ارتباط پيدا کرده و به اين اعتبار حضور در مکان معناي تازه‌اي به خود گرفته است که مي‌توانند تعيين کننده ارتباط و اتصال شخص به جامعه شبکه‌اي و يا طرد و حذف او از اين مکان فراگير و در عين حال انحصاري به شمار آيد (کاستلز 1380 ، ج 18:1).

[1] Parmenides

[2] Leucippos

[3] Timaeus

[4] Giordano Bruno

[5] Heidegger

 

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه معماری و شهرسازی

0990-135-4771

 

ثبت سفارس

میدان تایمز

شهر باید میزبان رویدادها باشد، یعنی براي پذیرایی از مردمی که می­خواهند در فضاي عمومی کاري انجام دهند آماده باشد. در این صورت فضاها باید انعطاف پذیر باشند. میدان تایمز مثالی خوب در زمینه­ي ترویج خلاقیت با استفاده از مشارکت هنرمندان و مردم در فضاي شهري است. این میدان یکی از فضاهاي عمومی بزرگ جهان است. یکی از کارهاي که اخیراً در این فضا انجام شده، بستن خیابان و تبدیل آن به یک پارك عابر پیاده بوده است که شهروندان می­توانند در فضایی با مقیاس پیاده  روي صندلی­هاي سبز این میدان بنشینند و از این فضا لذت ببرند. در واقع می توان این میدان را به اتاقی براي برپا کردن هنرهاي عمومی تشبیه کرد. هنرمندان می توانند کارهاي هنري خود را در این فضاي به شدت عمومی بسازند.

 

میدان تایمز
میدان تایمز

 

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه معماری و شهرسازی

0990-135-4771

 

ثبت سفارس

شهر ائورورا، استرالیا (شهری با طراحی خلاق)

مجسمه ائورورا 1 اثر جفري بارتلت 2، چهارراهی پر رفت و آمد نزدیک منطقه داکلند 3 ملبورن قرار دارد، ترکیبی از منحنی­هایی است از جنس استیل که به سازه هاي مهندسی و توانایی و قدرت کارهاي مکانیکی اشاره دارد .ائورورا، احساس صلابتی را که در نیرو و امکانات فناوري است، در کالبد مجسمه اي بیان می کند که اشکال شبکه مانند تورهاي فلزي به کار رفته در آن یادآور سبدهاي حمل کالا در کشتی است. تأثیر هیجان انگیز کار زمانی خود را نمایان می­کند که در شب قسمت داخلی بخش بالا روشن می­گردد و بدین طریق پاها کم تر دیده می­شود و به نظر می­رسد شبکه­ي توري درخشنده بر فراز خیابان غوطهور است. محل قرارگیري اثر در محدوده­ي تجاري ملبورن است و یا بدان معناست که حجم آن می­بایستی، علاوه بر سه جهت از بالاي آپارتمان ما، حس پویایی خود را حفظ کند .عابران می­توانند از زیر یا میان اثر حرکت کنند. بارتلت براي تکمیل طراحی خود از مدل­هاي سه بعدي اتوکد استفاده می­کند. ائورورا، بر نفوذ و پتانسیل فناوري در طراحی پویا، نورپردازي و نیز ارتباط با آب نماي محوطه تأکید می­کند.

 

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه معماری و شهرسازی

0990-135-4771

 

ثبت سفارس

شهر خلاق

مفهوم خلاقیت اساساً ریشه در ویژگی های انسانی دارد که جنبه های روان شناسانه و عصب شناسانه آن کاملاً در علوم مرتبط با آن به ویژه روان شناسی تعریف و تشریح شده است و در آنجا خلاقیت نوعی تفکر با صفت واگرایی است که در موقعیت های تازه و مبهم بروز می کند و پاسخ های غیر معمول را به وجود می آورد. با وجود این، واژه مذکور به طور خاص در سال های اخیر با مقوله نوآوری و رقابت اقتصادی پیوند خورده است تا آنجا که امروزه عملاً از خلاقیت به عنوان ویژگی کلیدی اقتصاد جوامع توسعه یافته نام برده می شود. ردپای پیدایش مفهوم خلاقیت در اقتصاد شهری را می توان در نظریه شهر خلاق و در آثار نظریه پردازانی مانند جین جیکوبز دنبال کرد. جیکوبز در کتاب شهرها و رفاه ملل: اصول زندگی اقتصادی، بر این نکته تأکید می کند که به منظور دستیابی به اقتصاد شهری خلاق، وجود افراد خلاق و گرو ه های مخاطره پذیر که مهارت لازم در نوآوری و توانایی در استفاده منعطف از تکنولوژی را دارند، همچنین ایجاد شبکه هایی در میان آنها بسیار مهم است و نکته ضروری این است که به محیط شهری نائل شویم که چنین افراد و مجموعه هایی را در خود جای دهد. از سوی دیگر یکی از عرصه های جدید و عمده بروز خلاقیت های اقتصادی را می توان در فرهنگ و اقتصاد فرهنگی دید. از این منظر فرهنگ محرکی است که سرمایه گذاران را به شهر جذب می کند و البته نقش فرهنگ به عنوان ایجادکننده تنوع در شهرها نیز قدرتمند است چرا که باعث منحصر به فرد شدن ویژگی های مکانی می شود (شبانی، ایزدی، 1393).

 

نظریه شهر خلاق

نظریه شهر خلاق و پیدایش سیاست گذاری های مداخله گر در بافت های شهری با چشم انداز این نظریه (البته در چارچوب کلان بازآفرینی فرهنگ مبنا) به دلیل توجه متناسب به ابعاد اجتماعی -اقتصادی از یکسو و ظرفیت های محلی از سوی دیگر، در میان سیاست گذاران و متخصصان شهری مورد استقبال گسترده ای واقع شده است. شهر و طبقه خلاق که پیدایش آنها نیز در قالب تغییر پارادایم ها و الگوهای توسعه شهری در دوران پسا صنعتی رخ داده، توجه زیادی را در جامعه دانشگاهی و متصدیان شهری در چند دهۀ اخیر به خود جلب کرده است؛ چرا که توانسته است چشم اندازها و راهبردهایی را برای ارتقای توسعه اقتصادی در شهرها ارائه دهد. این نظریه، فرصت هایی را برای پرداختن به مقوله اقتصاد فرهنگی در پاسخگویی به نیازهای بخش های خلاق شهر از سویی و مخاطبان این گونه محصولات (گردشگران) از سوی دیگر فراهم کرده است. در واقع این سرفصل، چشم انداز وسیع تری را پیش روی شهرها قرار داده که در آن تأ کید بر اهمیت فرهنگ به عنوان عامل توسعه، مستقل از دیگر عوامل کلاسیک توسعه شهری است. در این عاملِ جدیدِ توسعۀ شهر، ایده آن است که فعالیت ها با فرهنگ و خلاقیت مرتبط است و به همان میزان ترا کم فرصت های ارائه محصولات را برای شهرها به همراه دارد. (ایراندوست، غلامی زارچی، 1394).

 

شاخص­ های شهر خلاق

  • شاخص فلوریدا: فلوریدا معتقد بود شهرها باید بر طبقة خلاق تمرکز نمایند. با این حال او توجّه به جایگاه زیرساخت ها، تسهیلات، امکانات سخت افزاری، مکا نها و فضاهای خلاقیّت زا برای پرورش طبقة خلاق و موفقیّت در جذب آن ها را ضروری می دانست. فلوریدا بر سه شاخص فناوری، استعداد و تسامح و تساهل با زیرشاخص های متعدّد و متنوّع تأکید ورزید.
  • شاخص لندری:  چارلز لندری در نظریهّ شهر خلاق تأکید دارد برای نیل به خلاقیتّ در شهرها تلفیق بخ شهای گسترد های از فضای شهری مورد نیاز است. شاخ صهای مد نظر او در این باره عبارتند از سیستم آموزشی و کارآموزی، اقتصاد و صنعت، تسهیلات عمومی، ساختار اجتماعی و تنو،ع فضایی شهرها.
  • شاخص یونسکو: سازمان فرهنگی، علمی و آموزشی ملل متحد 9 از سال 2004 بر اساس شاخص های هفت گانه ای اقدام به معرفی شهرهای خلاق در سطح جهان کرده است. یونسکو ایجاد شبکة شهرهای خلاق را به عنوان عاملی راهبردی برای توسعة همکاری های بین المللی میان شهرها و معرّفی خلاقیّت به عنوان عاملی برای پایداری و توسعة شهری عنوان کرد. تا ابتدای سال 2015 تعداد 28 شهر از 19 کشور دنیا در زنجیرة شبکة شهرهای خلاق یونسکو قرار گرفته اند. معیار یونسکو برای تعیین خلاقیّت شهری در هفت حوزة اصلی از صنایع خلاق بوده است.

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه معماری و شهرسازی

0990-135-4771

 

ثبت سفارس

فضاهای عمومی شهری

فضاهای عمومی شهری به عنوان ضرورت سرمایه ای اجتماعی برای تقویت یکپارچگی و هم چنین ایجاد بستر مکانی کارکردهای اجتماعی موجب تسهیل روابط و پالایش ساخت اجتماعی می‌شوند. ساز و کارهایی از جمله افزایش سطح مشارکت تقویت تعاملات اجتماعی و توسعه همه جانبه باعث بسط احساس امنیت و ارتقاء حس هویت و تعلق اجتماعی در جامعه می شود عوامل اجتماعی مانند پیوندهای اجتماعی، اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، همبستگی و .. بر ارتقاء حس هویت و تعلق اجتماعی موثرند تاثیر مشارکت اجتماعی بر ارتقاء حس هویت و تعلق اجتماعی نیز اجتناب ناپذیر است (صالحی وانانی، ۱۳۹۴).

 

تعاملات اجتماعی

عدم برنامه­ ریزی مناسب در این زمینه منجر به ایجاد فضاهای شلوغ و پر غوغای شهری است، که همه ی شهروندان را به انزوا کشانده، موجبات عدم تعاملات اجتماعی را فراهم آورده و در مجموع منجر به کاهش کیفیت زندگی در شهرها شده است. شهروندان منبع حیاتی شهرها به شمار می آیند و خلاقیت کسانی که در یک شهر زندگی می کنند و یا امور آن را بدست دارند، متضمن موفقیت آن شهر در دنیای آینده است. این رویکرد می تواند به فراخور ظهور گرایش های جدید در طراحی و برنامه ریزی شهری مورد توجه قرار گیرد. فضاهای باز عمومی در شهر یکی از مهم ترین عناصر شهری است به طوریکه بیشتر این فضاها بیان کننده‌ی احراز هویت شهر و اساساً شهر با آن تعریف می گردد.

 

فضاهای باز و عمومی

فضای شهری به طور عام و فضاهای باز عمومی به شکل خاص محیطی مناسب برای بروز خلاقیت شهروندان می باشد (بختیاری و همکاران؛۱۳۹۳). از این رو، اهمیت نقش فضاهای عمومی در تداوم هویت در محلات شهری در برنامه ها و طرح های اجرایی است. چنانچه فضاهای عمومی امروزه بیشتر به مثابه معبری برای عبور و نه برای مکث درنظر گرفته می شود ادامه این روند نه تنها باعث انقطاع از سیرگذشته تاریخی محله می گردد بلکه پیامد آن بی هویتی سازمان فضایی شهرها را در پی خواهد داشت (سجادزاده و بشیری مشتاق، ۱۳۹۳).

 

الکساندر و فضای شهری

كريستوفر الكساندر با طرح موضوع 7 مرحله يا قاعده رشد (رشد تدريجي، رشد كل هاي بزرگ تر، آينده نگري، فضاهاي شهري مثبت، تعیين طرح ابنيه بزرگ، انعكاس جوانب ساختماني در نماي ابنيه، شكل گيري مراكز اصلي و فرعي) به ابعاد كالبدي و رشد تدريجي و نظم غيرهندسي فضاهاي شهري اشاره مي نمايد. محور اصلي در مطالعات كليف ماتين و همكارانش طراحي شهري است. ماتين طراحي شهري را “مطالعه طرح عرصه عمومي شهر كه خيابان ها، بلوارها، ميدان ها، پارك هاي شهر را به همراه نماهاي ساختمان هايي كه آن فضاها را تعريف مي‌نمايند (کاشانی‌جو؛ 1389: 98).

 

انواع فضاهای عمومی شهری

خیابان­ها، مهمترین فضاهاي همگانی هسته مرکزي شهر هستند که فضاي بین بر ساختمان ها در دو سوي معبر، شامل پیاده­روها را در نظر می­گیرند و به دلیل در معرض دید بودنشان، خیابان­ها می­توانند نقش مهمی را در ایجاد تصویري منسجم، واحد و مثبت از شهر ایفا کنند. دیگر انواع فضاهاي همگانی مانند پارك­ها، میدانچه­ها، گذرگاه­هاي سرپوشیده­ي تجاري (بازارچه­ها)، نگارخانه­ها نیز می­تواند به تثبیت و تحکیم شخصیت مرکز شهر به عنوان یک مکان کمک کنند. (مرشدی، مدیری، 1392 به نقل از پامیر، 1389).

 

میادین و خیابان

میادین خیابان، یک فضاي باز عمومی کوچک اندازه در مجاورت پیاده رو و چسبیده به خیابان است که یا به دلیل عریض شدن پیاده رو و یا به دلیل امتداد آن در زیر یک گذرگاه طاقدار ایجاد می شود. این فضا معمولاً براي نشستن در یک بازه ي زمانی کوتاه جهت انتظار یا تماشا استفاده می شود. مردها بیشتر از زن ها از این فضا استفاده می کنند.فضاي مشترك نیز قسمتی از ساختمان هاي با تراکم بالا و جدید هستند. کارکرد اصلی آنها ایجاد جذابیت براي ساختمان­هاي تابعه است. معمولاً مالکیت خصوصی دارند اما دسترسی براي عموم آزاد است. در بعضی موارد این فضاها بعد از زمان اداري بسته می­ شوند.

 

بنگاه های شهری

پناهگاه شهري نیز نوعی میدان است که در آن بیشتر به گیاهکاري پرداخته شده و مانند پارك یا باغ بوده و اندکی از خیابان جدا است. مکان و طراحی خاص این فضا، آن را از سر و صدا و فعالیت هاي شهري دور کرده است. این فضا معمولاً براي صرف ناهار، مطالعه و فعالیت هاي اجتماعی، مورد استفاده است و تنها فضایی است که زنان را بیشتر از مردان و یا حداقل به اندازه مردان به خود جذب می­کند. فضاهاي عمومی بزرگ بسیار به تصورات ما از میادین قدیمی نزدیک است. وقتی این فضا در میان کاربري­هاي دیگر از جمله محل کار، خرده فروشی، انبار و حمل و نقل عمومی قرار می گیرد، افراد بیشتري و متنوع تري را نسبت به سایر گونه هاي میدان از فاصله هاي دورتر به خود جذب می کند. این فضا آنقدر بزرگ و انعطاف پذیر است تا براي هرگونه فعالیت نظیر افرادي که براي ناهار به آنجا می آیند. کافه هاي دائر در فضاي باز، عابرانی که صرفاً از آنجا عبور می کنند، کنسرت­هاي گاه به گاه، نمایش­هاي هنري، نمایشگاه­ها و مسابقات، فضا وجود داشته باشد. این فضاها معمولاً متعلق به عموم هستند و از آنها با نام “قلب شهر” نام برده می­شود (همان).

 

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه معماری و شهرسازی

0990-135-4771

 

ثبت سفارس

فضاهای شهری

فضای شهری، مصنوعی است سازمان یافته، آهسته و واجد نظم که به صورت بستری برای فعالیت­ها و رفتارهای انسانی عمل می نماید. انسان جزئی از فضاست و با ارزش­ها و هنجارهای خود فضا معنی می بخشد الگو ها روابط اجتماعی ثابت نیستند و یک فضا با جایگزین شدن روابط اجتماعی خاص ، چهره متفاوتی بخود می گیرد . کاربرد عمومی فضاهای شهر ایجاد آرامش ،،سرگرمی و محلی برای گردش ، فراهم آوردن ارتباط و زمینه معاشرت و امکان تردد می باشد و از آنجایی که در عین حال هیچ تک عملکرد خاص به آن مرتبط نبت ، استعداد پذیرش تمام این کاربرد می ها را با هم به صورت گزینشی دارند (پارسی، ۱۳۸۱: ۵۶). به این ترتیب گزینه های متفاوتی برای انتخاب در اختیار فرد قرار داده به او اجازه می دهند در راستای تمایل خویش با تحمل حداقل فشارهای اجتماعی و اقتصادی گام بردارد (لينج؛ 1972: 108).

 

فضاهای جمعی

لذا وجود این فضاها برای پیش­گیری از در ماندگی، افسردگی ، گوشه گیری و خشونت بسیار مؤثر و حتی ضروری است وان گهی این فضاها می تواند واقعیتی برای رشد خلاقیت به وجود آورد و محیطی تفریحی و سازنده در یک مجموعه شهری باشند تا زمینهای را فراهم سازند که هر انسانی برای درک موقعیت خود به آن نیاز دارد چرا که در انسان از خودش در محیط پیرامونش بط می دهند در این فضاها فرد از طریق درگیر شدن در کنش­های حساب نشده ، با خود در دنیای اطرافش ارتباط مستقیم تری برقرار می­کند (لینچ، ۱۰۹ : ۱۹۷۲ ). طراحی احجام نیز می­بایست برای ساختار بخشیدن به فضاهای شهری در نظر گرفته شود تا ساختمان و فضا بطور مؤثری هم زیستی داشته باشند. فضای شهری به عنوان گره هی از جوامع انسانی و تجمعی از مردم و اشيا عادی از عناصر و اجزاء مختلفی تشکیل شده است به واقع افضا رابطه میان عناصر به وجود آورنده اش می­باشد. پس برای تشخیص یک فضای شهری علاوه بر وجود عناصر تشکیل دهنده، باید رابطه میان آنها نیز برای فرد ناظر قابل ادراک باشد و فرد بتواند از رابطه وجود ، ساختاری در ذهن خود ایجاد نماید. بدین ترتیب فضای شهری هدفمند بوده و بشر رویدادهای تعریف شده خواهد گردید (علیپور کرم آباد، حبیب؛ 1392 به نقل از پاکزاد، ۱۳۸۵: ۸۱).

 

فضای زندگی

فضاي شـهري، چـیزي نـیست جـز فـضاي زنـدگی روزمره شهروندان که هر روز به صورت آگاهانه یا نا فضاي شهري به مفهوم صحنه اي‌ : آگاهانه‌ در طول راه، از منزل‌ تا‌ محل کار ادراك می شود (پاکزاد،32:1376). فضاي شهري به مـفهوم صحنه­اي است که فعالیت هاي عمومی زندگی شهري در آن ها‌ به‌ وقوع می پیوندند. خیابان‌ ها‌، میادین و پارك­هاي یک شهر فعالیت­هاي انسانی را شکل می­دهند. این فضاهاي پویا در مقابل فـضاهاي ثـابت و بی تحرك محل کار و سکونت، اجزاي اصلی و حیاتی یک شهر را‌ تشکیل‌ داده، شبکه­هاي حرکت، مراکز ارتباطی و فضاهاي عمومی بازي و تفریح را در شهر تأمین می­کنند (بحرینی :1373).

 

فضای شهری و تعاملات اجتماعی

در واقع، فضاهای شهری عرصه ای برای ظهور فعالیت ها و تعاملات اجتماعی می باشند. حضور انسان در فضای شهری مستلزم بستری مناسب جهت پاسخگویی به نیاز های اوست. در این راستا شناخت انسان و ویژگی های محیط زندگی او و چگونگی برقراری رابطه میان این دو عامل اهمیت دارد. رفتارها با گذر زمان و با توجه به ارزش های حاکم بر جامعه تغییر پذیرند. طراحان با شناخت نیازها، احساس، ادراک مردم نسبت به محیط پیرامون با ایجاد شرایط مناسب موجب حضور افراد در فضاهای شهری خواهند شد (رفیعی، ۱۳۹۴).

محیط و رفتار آنقدر به یکدیگر وابسته اند که نمی توان آنها را از هم تفکیک کرد. چراکه نه تنها محیط بر رفتار انسانی تاثیرگذار است، همچنین نمی توان رفتار را مستقل از رابطه درونی آن با محیط درک و تعریف کرد. از این رو به نظر می رسد درک رفتار انسانی در محیط کالبدی زندگی از جمله در شهرهای معاصر که مورد توجه معماران، شهرسازان و برنامه ریزان شهری است باید بر پایه توجه به فرآیند ادراکی آن توسط انسان امروز انجام گیرد؛ زیرا در این صورت می تواند در پاسخ به نیازهای انسان معاصر در گام نخست موجب ارتقاء بهداشت روان جامعه گردد و در گام های بعدی به پیوند به حیطه معنا بیانجامد و اسباب خود شکوفایی فردی را فراهم آورد  (فولادی تالاری، ۱۳۹۴).

 

فضای شهری به عنوان مکان سوم

با توجه به اینکه شهرها تجلیگاه ارتباطات انسان ها هستند؛ حضور مثبت افراد در فضاهای شهری، سطح تعاملات مثبت اجتماعی را بالا برده و سبب ارتقاء کیفیت زندگی می گردد. البته این حضور در فضا، ارتباط مستقیم با مطلوبیت فضا دارد و فضاهای مطلوب تمایل به حضور افرادرا افزایش می دهد (حیدری شورشجانیو همکاران؛ ۱۳۹۵). در آستانه هزاره سوم فضاهای عمومی شهری به عنوان مکان سوم که نقش اساسی در برقراری تعاملات اجتماعی ایفا می نماید مورد توجه جدی قرار گرفته و به کانون تمرکز دانش حرفه طراحی شهری بدل گردیده اند. در این میان، صاحبنظران گوناگون با رویکرد های متفاوتی این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار داده اند (رش شیلان آباد و دینار، ۱۳۹۴). همان گونه که خانه بایستی صفات و مزایایی داشته باشد تا سکونت و زندگی را مطلوب و آسایش بخش سازد، شهر نیز نیازمند کیفیت ها و ویژگی هایی برای تأمین آسایش و راحتی است تا برای سکونت در زندگی شهری مناسب شود. قلمروی عمومی، حیطه و فضاهای شهری است که برای عموم مردم ایجاد و بهره گیری در فعالیت های جمعی برای آن پیش بینی می گردد. برای دستیابی به آسایش و راحتی، لازم است تا انسان ها از محیط های خصوصی و انزواگرایی به محیط های جمعی و پرنشاط و فضاهای باز عمومی شهری دعوت شوند. فضاهای باز عمومی شهری باید به گونه‌ای طراحی شوند که مردم بتوانند از آنها به طور مؤثر، سودمند، ایمن و با رضایت‌مندی بسیار استفاده نمایند و برای رسیدن به چنین حسی برای تمام اقشار مختلف جامعه، شایسته است ارتباط مؤثر بین فضاها و کاربری های مختلف را با حالات افراد مورد سنجش قرار داد. مسلماً چنین شهری می تواند آسودگی خاطر و آرامش را برای ساکنین خود فراهم آورد. برای نیل به چنین هدفی، می بایست کیفیت های محیط شهری را در فضاهای باز عمومی شهری افزایش داد تا بتوان سرزندگی و حیات شهری ایجاد کرد (سوزنی و معینی فر، ۱۳۹۴). متاسفانه امروزه با وجود رشد روز افزون بافت‌های جدید شهری به دلیل بی توجهی های صورت گرفته به این موضوع، فقدان مطلوبیت فضایی به منظور این حضور کاملاً مشهود است. حضور مردم در فضاهای شهری و ایجاد فرصت های ملاقات بین آنها، یکی از مهمترین عوامل سازنده کیفیت فضاهای شهری است که بر پایه نیازهای اجتماعی انسان قرار دارد.

مفهوم فضا در معماری

سابقه حضور واژه فضای معماری در حالت کلی آن به زمان جنگ جهانی اول در اروپا می رسد که از آن معمولا برای توصیف کمی یک مکان بهره می گرفتند. مانند فضای بزرگ، فضای کوچک، فضای حجیم و ….. .در آن زمان واژه حجم و توده کاربردی رایج تر داشته است. حجم دارای تعریفی هندسی بوده است که از حرکت سطح در طول یک محور بدست می آید. کاربرد دیگر حجم شکل بنا از بیرون در حالت سه بعدی آن بوده است و توده؛ جنس حجم و تاثیرات بصری آن را مشخص می کرد. واژه های توده کوچک، بزرگ، حجیم و یا دوره سبک، شفاف، سخت و صاف، برخی از کاربردهای این واژه را نشان می دهد (معماریان، 240:1390). پس دیده می شود معماران برای تعریف جسم خود یعنی بنا از عناصر بصری بهره می گیرند. خط، سطح، بافت، حجم و رنگ در تعریف این جسم کمک نموده و در اینجا رابطه ای تنگاتنگ بین دنیای بصری و دنیای معماری به وجود می آید. واژه حجم بیش از آنکه مخاطب را به دنیای معماری نزدیک نماید او را به دنیا ی هندسی و اشکال پیوند می دهد. تنها هنگامی که مخاطب به عنوان انسان وارد این دنیا می شود، حجم بنا با فضای بیرونی آن یکی شده است. پس برای بنا دو وجه قائل می شوند: وجه درونی و وجه بیرونی.

 

فضا و معماری

وجه درونی فضای داخلی نامیده می شد و آنچه از بیرون دیده می شود فضای بیرونی نام می گرفته است. گوارونی: فضای بیرونی را معادل حجم می داند. حجم با سطوح، لبه ها و ترکیب دیگر احجام تعریف می شود. و این عناصر هستند که آنرا به یک شیء معماری مبدل می سازد (سجادزاده و ارفع نژاد، ۱۳۹۴). انسان اگر داخل یک فضا به مقیاس اتاق قرارگیرد؛ به آن فضا معماری و اگر در یک میدان شهری قرار گیرد؛ به آن فضای شهری گفته می شود و عامل زمان باعث پدید آوردن تجربیات گوناگون و حسهای متفاوت در یک فضا می شوند. نمودار چهار تایی یاد شده ابزاری برای نگاه به معماری از دیدگاه فضایی بوده و محققینی چون زوی و گیدئون و شولتز ؛ به اشکال ذیل از آن بهره جسته اند. زوی: انسان را یک موجود با حرکت پیمایشی در فضا می بیند، فضا تنها با حرکت او تعریف می شود. تاریخ معماری نیز میدانی برای اثبات نظریه حرکت در فضاست. گیدئون: انسان را حرکت کننده در فضا می بیند. اما مانند زوی تاکید بر حذف اهرام ثلاثه یا پارتنون از حوزه معماری ندارد و آنها را بخشی از تاریخ تصور فضایی می بیند. تاریخ برای او اهمیت اساسی دارد و معتقد است هر آنچه بدست می آورد از تاریخ است.

 

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه معماری و شهرسازی

0990-135-4771

 

ثبت سفارس

طراحی با رویکرد زیست پذیری

زیست­پذیری به سه بعد مرتبط تقسیم می­شود: اقتصاد، اجتماع و محیط زیست، اقتصاد، تأمین کننده مشاغل و درآمد است و برای سلامتی مردم نقش حیاتی دارد از جمله برای به دست آوردن خوراک و پوشاک و مسکن و نیز برای تأمین نیازهای سطوح بالاتر مانند آموزش و بهداشت و تفریحات. در عین حال باید استفاده اقتصاد از منابع موجود در محیط زیست به نحوی باشد که اطمینان از وجود منافع کافی برای نسل های حال و آینده شکل گیرد. بهزیستی اجتماعی وابسته به عدالت است؛ توزیع اجتماعی و فضایی منابع اقتصادی و زیست محیطی به نحو عادلانه، و نیز سیستم­های حکومتی که در آنها به همه شهروندان توجه شود. آزادی فردی و فرصت های برابر از اجزای مهم تشکیل دهنده بهزیستی اجتماعی­اند. محیط زیست، زیرساختی است که منابع طبیعی، ظرفيت دفع زباله و ارتباط بین انسان و محیط طبیعی است. اگر کارکرد هر یک از آنها با اختلال مواجه گردد، سکونتگاه­های انسانی ممکن است به سرعت دچار اضمحلال شوند که از تبعات آن عبارت اند­از: کاهش جمعیت، فقر، تضاد اجتماعی و افزایش معضلات بهداشتی زیست محیطی در این سه گانه طلایی اهدافی مانند بهره وری اقتصادی و عدالت و حفاظت محیطی دنبال می­شود (مازندرانی، پرتوی، 1392).

 

تعریف وزارت محیط زیست نیوزلند از زیست ­پذیری

زیست­پذیری ترکیب منحصر به فردی از ارزش­های مطبوعی مانند فضای باز، ویژگی­های طراحی، پوشش گیاهی شهری، همچنین میراث­های تاریخی و فرهنگی، مکان و نامشهودها مانند طبیعت، منظره و حس مکان می­باشد (مازندرانی، پرتوی، به نقل از ان.زد.ام.ای[2]، 1392).

 

تعریف بخش اجتماع­ها و دولت محلی انگلستان از زیست­ پذیری

زیست ­پذیری با کیفیت فضا و محیط ساخته شده شهری سنجیده می شود. زیست پذیری یعنی یک مکان چقدر برای استفاده راحت است و چقدر این بنظر می رسد. زیست پذیری به معنی ساختن یک مفهوم از مکان است با ساخت یک محیطی که هم جذابیت و هم لذت بخشی را همزمان داشته باشد. در تعریفی دیگر آمده است که زیست ­پذیری خصوصیاتی از یک اجتماع است که بر روی پایداری زندگی انسان در آن اجتماع تأثیر گذار است. لازم به ذکر است آنچه پایداری زندگی انسان را تشکیل می­دهد، می­تواند بر مبنای ارزش­ها و خواص مخصوص اجتماع مورد مطالعه تغییر کند (مازندرانی، پرتوی، 1392).

 

تعریف [6]ABS از زیست­پذیری

اداره ­ی آمار استراليا، ABS زیست­پذیری را برابر با كيفيت زندگی می­داند که هر دو ارتباط قوی­ با خوشبختی دارند و حتی در بعضی موارد مترادف هم به حساب می­آیند. همچنین، از این اصطلاح می‌توان برای تشریح آنکه، از لحاظ حس جمعی، جامعه به چه کیفیتی نیازها و خواسته‌های مردم را برآورده می­کنند، استفاده نمود محاسبه خوشبختی 9 حوزه را شامل می شود: جمعیت، خانواده و اجتماع، سلامت، تحصیل و تمرین، کار، منابع اقتصادی، مکن، جرم و عدالت، فرهنگ و فراغت (Ans, 2012).

[1] New Zealand Ministry for the Environment

[2] NZME,

[3] Victoria Transport Policy Institute

[4] VTPI

[5] United Kingdom Department of Communities and Local Government

[6] Australian Bureau of Statistics

پیام بگذارید (Online)
09901354771