طراحی دانشکده اقتصاد و مدیریت

دانشگاه، اصلی ترین مقرر مرکز آموزشی در سطح تحصیلات آکادمیک است. از این رو توجه به نحوه معماری و طراحی این ساختمان ها از قدیم الایام مورد توجه بوده است. طراحی که اغلب نمایانگر یک محیط آموزشی باشد نیز از گذشته مورد توجه بوده است. یک دانشگاه معمولا از چندین واحد پژوشی و آموزشی تشکیل شده است که اغلب دانشکده نام گرفته اند. طرح یک دانشکده با نوع عملکرد آن نیز قابل توجه است. به عنوان مثال در اغلب موارد و در پژوهش های انجام شده در اکثر کشورهای توسعه یافته، طراحی دانشکده معماری، دانشکده مهندسی، کشاورزی، هنر، مدیریت، علوم انسانی و اقتصاد بر اساس توجه به مؤلفه های حسی دانشجویان از برخورد فضای آموزشی طراحی می شوند. یا در طراحی یک بیمارستان و یا مراکز روانی سعی بر طراحی بر اساس مؤلفه ها و ادراک بیماران از محیط آن است تا احساس تعلق خاطر و اطمینان و امنیت روانی را در آن ها به وجود بیاورد. حس مکان به معنای درک ذهنی انسان از محیط و احساسات کم و بیش آگاهانه آنها از محیط خود است که فرد را در ارتباطی درونی با محیط قرار می دهد، به طوری که فهم و احساس فرد با زمینه معنایی محیط پیوند خورده و یکپارچه می شود. این حس عاملی است که موجب تبدیل یک فضا به مکانی باخصوصیات حسی و رفتاری ویژه برای افراد خاص می گردد. حس مکان علاوه بر این که موجب احساس راحتی از یک محیط می شود، از مفاهیم فرهنگی مورد نظر مردم، روابط اجتماعی و فرهنگی جامعه در یک مکان مشخص حمایت کرده و باعث یادآوری تجارب گذشته و دست یابی به هویت برای افراد می شود (کاوه بوکانی؛ کریمی و حمه جانی، ۱۳۹۵).

 

مکان

در واقع، مکان عنصراصلی هویت ساکنان آن است و حس مکان نیزعاملی است که موجب تبدیل به مکانی با خصوصیات حسی و رفتاری ویژه برای افراد خاص میگردد. حس تعلق یکی از علائم و عوامل مهم در ارزیابی انسان – محیط و ایجاد محیط های انسانی با کیفیت و موردتوجه طراحان می باشد و حس تعلق به مکان این امکان را فراهم می کند که انسان ها با احساس متمایز بودن ثبات داشتن و تعلق به جمع داشتن امنیت و آرامش لازم را برای زندگی کسب کنند (دریجانی و نیکپور، ۱۳۹۴). از همین رو، حس تعلق به مکان را می توان رابطه ای عاطفی و پر معنا بین شخص و مکان توصیف کرد، پیوندی احساسی که مردم آن مکان را به عنوان قرارگاهی برای بازگشت بدان ارزشمند بدانند. در حقیقت احساس تعلق به مکان شاخصی است که از طریق آن می توان میزان متمایز بودن آن مکان را برای مردم، نسبت به دیگر مکان ها سنجید. مسلم است که این تمایزات حاصل جمیعی از عوامل مادی و معنوی شامل محیط، محیط کالبدی و معماری، محیط اجتماعی و نوع فعالیت ها، سطح فرهنگ و تاریخ، ابعاد شخصی و روانشناسانه (ادراک، شناخت و احساس) می باشد. انسان ها علاوه بر تامین نیازهای روزمره خود دارای تعلقاتی نسبت به محیط ها هستند که محیط را برای آن ها معنا دار و پذیرفتنی می سازد. حس تعلق به مکان یک کیفت عالی است که در بهزیستی (wellbeing) تاثیر گذار است.

پژوهشگران برتر

مشاوره انجام پایان نامه معماری و شهرسازی

0990-135-4771

 

ثبت سفارس